خانه arrow Articles arrow آخرين اخبار arrow مصاحبه با سخنگوی حزب کمونیست هند راجع به رخدادهای پیش آمده در نپال
مصاحبه با سخنگوی حزب کمونیست هند راجع به رخدادهای پیش آمده در نپال PDF Print E-mail
۲۸ تير ۱۳۸۷
Saturday, 19 July 2008

 

توضیح مترجم: این مصاحبه در بولتن شماره 2 حزب کمونیست هند (مائوئیست)، در تاریخ 10 می 2008 انتشار یافته است.

سؤال:     نتیجۀ انتخابات مجمع مؤسسان در 10 آوریل سراسر به سود مائوئیست ها بوده است؛ پیش آمدی که حتّی زیرک ترین شاهدین نیز تصوّر بروز آ نرا نمیکردند.   حزب کمونیست مائوئیست تان در هند چگونه به نتیجۀ انتخابات در نپال مینگرد؟

آزاد:       همان طور که در اعلان خبری از قول کمیتۀ مرکزی حرب هفتۀ پیش گفتم، نتیجۀ انتخابات نپال منعکس کنندۀ خشم بیکران توده ها علیه سلطنت فئودالی عتیق حاکم بر نپال، علیه تسلّط و قلدر بازی توسعه طلبانه هندوستان، بر ضدّ تسلطّ ایالات متحدّۀ آمریکا و ستم آن وعلیه احزاب فئودال کمپرادور که اجازه داده اند این وضعیّت ادامه یابد و توده ها را برای زمان بدین طولانی تسلیم دشمن ساخته اند.  نتایج، منعکس کنندۀ آمال توده های نپال برای دمکراسی، زمین، وسائل معاش، و رهائی راستین از امپریالیسم و استثمار فئودالی میباشد.  این آرزوها ست که باعث شد اکثریت  عظیم توده ها به تنبیه احزابی که یا شاه را حمایت میکردند، یا طبقات حاکم هندوستان را، و یا از برخورد جدّی علیه استعمار فئودالیزم، استعمار امپریالیستی و تجاوزات هندوستان در نپال خودداری کردند.  سلطنت طلبان نتوانستند حتّی یکی از 240 حوزۀ انتخاباتی را که در آنها انتخابات مستقیم در جریان بود تسخیر کنند. و رهبران احزاب به اصطلاح معمولی مثل مدهو نپالی و سوجاتا کویرالا مستقیماً نپذیرفته شده بودند و این طبقات حاکمه را شوکه کرد.

            بنا برین وقتی که نیروی جانشینی مثل حزب کمونیست نپال (مائوئیست) با اطمینان دادن به اینکه سلطنت فئودال را نابود ساخته، کلّیۀ قرارداد های امضاء شده ناعادلانه با هندوستان بوسیلۀ طبقات حاکم گذشته را منسوخ کرده، دمکراسی و برابری برای اقشار (کاست) مثل لمس نشدنی ها و آدیواسیس ها (بومیان اصلی هند،) اقلّیت های ملی و زنان ایجاد خواهد کرد توده ها مشتاقانه به آغوش مائوئیست ها شتافتند.  به کلام ساده مردم نپال علناً آمده اند بر علیه سلطنت مشروطه، توسعه طلبی هندوستان و امریکا و، نتایج انتخابات نشاندهندۀ شوق روزافزون توده های نپال برای زمین، منبع معیشت و دمکراسی اند.

            دید حزب ما به انتخابات نپال به مثابه پیشرفت چشمگیر برای مردم تمام جنوب آسیا است.  ما درود انقلابی خود را به مردم نپال بخاطر مخالفت مستقیم با حاکمیت سلطنتی و احزاب فئودال کمپرادور در انتخابات 10 آوریل برای انتخابات مؤسسان می فرستیم. این نتیجه نشان دهندۀ شوق خود توده های نپال است و بایستی الهام بخش و راهنمای حزب کمونیست نپال مائوئیست برای مسیر کارهای آینده اش باشد.

سؤال:     به نظر شما چه دلایل برای چنین نتایج خارق العاده در انتخابات مؤسسان نپال برای مائوئیست ها بود؟

آزاد:       شش دلیل در این مورد وجود دارد.

            اوّلاً توده های نپال به قدر کافی حاکمیت مطلق و استبدادی شاه گیاندرا را دیده بودند.  سلطنت مشروطه در واقع در قرن بیستم بیمورد بود، چه برسد به قرن بیست و یکم.  در واقع مردم نپال برای زمان خیلی طولانی چنین حکومت فئودالی ارتجاعی را تحمّل کرده بودند.  و وقتی که فرصتی برای بدور انداختن آن یافتند فوراً به آغوش فرصت پریدند.  طیّ انتخابات گذشته هیچگاه چنین فرصتی وجود نداشت زیرا که تمام احزاب پارلمانی یا به شاه وفادار بودند و یا تظاهر به مخالفت می کردند.  تنها حزب کمونیست مائوئیست نپال هست که با جدّیت تمام نشان داده که سلطنت را نابود کرده و جانشین راستین برای این احزاب بورژوا فئودالی خواهند بود.

            دومّاً به قدر کافی توده های مردم نپال از قُلدر بازی، تجاوز و تسلّط هندوستان توسعه طلب کشیده اند.  یک جوّ عمومی شک و تردید راجع به انگیزه های طبقات حاکم هند در نپال موجود ست.  مردم نپال زیادی تحت معاهده های نفرت انگیز غیر عادلانه ی که حاکمین نپال یکی پس از دیگری با دولت هند داشته اند؛ برای مثال معاهدۀ صلح و دوستی 1950 هند و نپال، معاهدۀ ماهاکالی، و غیره و ذالک.  حامین هند همواره خیره به ثروت طبیعی نپال، مثل ذخایر گاز طبیعی، پتانسیل هایدرو الکتریک، تولیدات جنگل و غیره، به موازات استثمار و استعمار و چپاول امپریالیست ها بوده اند، و سی، بی، بی هند نیز همچنین همچون مانعی در جهت پیشرفت صنعت و تجارت محلّی نپال است.  بعلاوه، طبقات حاکم هند مرتباً به سیاست های نپال ناخنک زده و در آنها دست درازی کرده اند.  آنها همواره از سلطنت دفاع کرده و در چند سال گذشته سیاست دفاع متوازی هم از شاه و هم از حزب کنگرۀ نپال را در پیش گرفته اند.  آنها به تربیت، تأمین ارتش شاهنشاهی نپال پرداخته و همه گونه کمک برای سر کوفتن مائوئیست های انقلابی فرستاده اند.  و این اعمال کثافت فقط باعث خشم توده ها علیه دولت هندوستان گشته.  حالا که برایشان فرصتی در تاریخ در حالت حزب کمونیست مائوئیست نپال منوّر شده، طبیعتاً به آنها به مثابه حکمی علیه تسلّط هندوستان رأی داده اند.  هیچ یک از دیگر احزاب دلش را نداشتند که رو در روی هند بایستند.  تنها حزب مائوئیست نپال بود که به مردم تضمین کرد که تمام معاهده های غیر عادلانه با هند را منسوخ کرده، فیلم های کثافت هندی را ممنوع ساخته، از استخدام گورکا ها برای ارتش هند جلوگیری کرده و برایشان شغل های دیگر تأمین میسازند و غیره.

            سوّم آن که توده های نپال بقدر کافی از امپریالیسم امریکا تجاوز و استعمار کشیده اند.  در تمام ایّام حاکمیت شاه گیانندرا و حتّی امروزه پس از شکست ننگین احزاب طرفدارش در انتخابات، امپریالیست های امریکائی کنار وی ایستاده و همه گونه یاری برای ادامۀ حکومت و سرکوب وحشیانۀ مائوئیست ها به او ارائه میکرد.  آنها حزب کمونیست نپال (مائوئیست) را در فهرست تروریستی خودشان نهادند.  این توهین شدیدی به مردم نپال است که به این سیاست به مثابه دستکاری و دخالت زیادی در مسائل نپال می نگرند.  با حمایت از شاه بی آبرو امریکا مورد بی اعتباری و نفرت حتّی آنها که دارای ذهن ضد امپریالیست نبوده یا مخالفتی با امپریالیسم امریکا نداشته اند، بخاطر ایفای نقش آن در حراست از سلطنت فئودال، قرار گرفتم.

            چهارم، قول حزب کمونیست نپال (مائوئیست) در راستای ایجاد حکومت دمکراتیک فدرال غیر دینی نپال، به عرضه کردن دمکراسی، آزادی و مساوات برای تمام اقشار ستم دیدۀ جامعه مثل غیر قابل لمس ها، بومیان اصیل هند، اقلیّت های ملی و زنان، تأثیر عمیقی مثل شوک الکتریک بر مردم داشت.  برای اولّین بار اقشار ستم دیده در انتخابات حضور شایانی داشتند.  بر اساس چنین نتیجه گیری هائی توده های ستم خورده مشتاقانه به حمایت از مائوئیست ها برخاستند.  تعداد زنان اگر بیشتر از مردان در رأی دادن نبود، امّا حداقل مساوی بود – امری که در یک کشور فئودال مثل نپال محال ست.

            پنجم، مهمتر از همه، اثر مثبت یک دهه جنگ خلق بر سر تعادل سراسری که به رهبری مائوئیست ها آغاز شده بود.  مائوئیست ها کنترل تقریباً دو سوّم مناطق روستائی نپال را در دست داشتند.  آنها از طریق دولت های انقلابی خلق چندین رفرم ایجاد کرده بودند که توده ها را به آنان نزدیک می کرد.  بنابرین اکثر احزاب در چشم توده ها بیمورد تلّقی میشدند.  الهام جنگ مسلّحانه نباید دست کم گرفته شود.  برای مثال، در هند آنطور که میبینیم، حزب کمونیست متحّد اکثر قریب کرسی ها را در مجلس ایالتی تلانگانا در سال 1975 بدست آوردند؛ 31 تا از 32 تا.  این با وجود آن امر بود که حزب کمونیست هند از جنگ مسلحانه تلانگانا دست برداشته بود، امّا بیشتر بخاطر تأثیرات عمیق مبارزات مسلحانه روستائی ضد فئودالی بر روی مردم تلانگانا بود.

            و سرانجام ششم، با اینکه امری کمتر مهم بود، اما نکتۀ حمایت سرمایه داران محلّی و بخشی از تجّار بود که با اینکه در کل آنها مخالف مائوئیست ها هستند، امّا آوردن آنها به قدرت تنها ضامن صلح در نپال است.  آنها از این می ترسند که اگر مائوئیست ها در انتخابات شکست بخورند آنها دوباره اسلحه بدست گیرند.

سؤال:     حالا که مائوئیست ها به قدرت رسیده اند آیا قادر به اجرای قول هائی که داده اند خواهند بود؟

آزاد:       این مشکل ترین سوال ست.  مشکل آنی مائوئیست ها این است که ائتلاف شان برای ایجاد اکثریّت دو سومّی در مجلس مؤسّسان داشتن مستحکم کنند، تا قادر باشند که اصلاحات اساسی که قصد دارند را در قانون اساسی جدید داخل کنند.  امّا برای داشتن اکثریّت دو سوّمی آنها مجبور به تکیه داشتن بر احزاب فئودال-کمپرادور مثل حزب کنگره و حزب سوسیال دمکرات اتحّاد مارکسیست لنینیست هستند.  لازم به گفتن نیست که اجرای تمام اصلاحات قول داده شدۀ مذکور با چنین ترکیب نیروهای رنگ و وارنگ غیرممکن است.  این احزاب مؤتلف مایل به اجرای برنامۀ مائوئیست ها نیستند و تلاش خواهند کرد که هرگونه تغییر اساسی را واژگون ساخته و مختصراً به منافع طبقاتی خودشان برسند

            این یک اصل اساسی مارکسیسم است که هیچ گونه تغییر اساسی سیستم بدون بسیج قهر آمیز اکثر توده ها به درون یک جنگ تلخ طبقاتی قابل اجرا نمی باشد.  غیر ممکن است که با ابتکاراتی که از بالا اجرا شده، یعنی از طریق حکم دولتی و قوانین تغییرات اصلی ایجاد شود.  هر حزب، شامل رادیکال ترین مائوئیست ها هم که در دولت باشند، در بهترین حالت خدمت مقننّه اجرا خواهند کرد، امّا اهمّیت اساسی در آن است که توده ها برای اجرای شان بسیج گشته و مبارزات طبقاتی پیشرفته علیه استثمار و استعمار کنندگان در پیش گرفته شود.  بدون آن، آزادی اکثر غالب فقرا وظیفه ای غیر قابل اجراست.  و حتّی اجرای قوانین قول داده شده با ائتلاف فعلی شان در مجلس مؤسسّان وظیفۀ تقریبا غیرممکن ست.  هیچ طبقۀ حاکم نیرویش را بدون وارد جنگی تلخ شدن و اعمال ضدّ انقلابی اش بر ضدّ طبقات زحمتکش از دست نخواهد داد.  بنابرین مبارزۀ واقعی، تلخ و وحشیانه برای قدرت اکنون پس از انتخابات اجرا رو به وقوع پیوست ست.  ارتجاعیون با چنگ و دندان با هرگونه تغییر مخالفت خواهند کرد. و بدون داشتن اکثریت در مجلس موسسّان، مائوئیست ها فاقد نیرو برای ایجاد تغییرات اصلی در قانون اساسی می باشند.  یا آنها بایستی سازش کرده و با کنار آمدن با یکی از اقشار نیروهای ارتجاعی منافع طبقاتی رنجبرانی که برای شان به قدرت رسیده اند را فدا کنند، و یا توده ها را بسیج کرده و مبارزه را در همۀ ابعاد و از جمله مبارزۀ مسلّحانه شدید کرده تا بتوانند دمکراسی راستین را به اجرا رسانده و به مردم را به قدرت رسانند.  هیچ راه دیگری در میان نیست.

            نباید تجربۀ اندونزی، شیلی، نیکاراگوا و دیگر کشورهائی که احزاب کمونیست به قدرت رسیده امّا یا بوسیلۀ کودتا و کشتار ضدّ انقلابی کادرهای کمونیستی فرو افتادند، و یا حزب را مثلاً در مورد نیکاراگوا به بازی به اصطلاّح انتخاباتی کشانیدند.  تجربۀ نیکاراگوا به خودی خود نمونۀ بارزی راجع به آن به  اصطلاح دمکراسی چند حزبی ست.

سؤال:     شما آیندۀ نپال را چگونه تجسّم میکنید؟  آیا هند و امپریالیسم امریکا با واقعیّتی که در نپال در جریان است  کنار خواهند آمد و یا مانع ایجاد خواهند کرد؟

آزاد:       اگر فکر میکنیم که امریکای امپریالیست و هند توسعه طلب از مسئله بودن مائوئیست ها در قدرت در نپال آسوده خاطر اند و خودشان را با واقعیّت جدید وفق خواهند داد، به بهشت خیال باف ها تشریف برده ایم.  با اینکه آنها هیچ چاره ای ندارند به غیر از ادامۀ روابط دیپلماتیک، امّا اگر دستورات را دنبال نکنند آنها به ایجاد وضعیت های مضّر ادامه خواهند داد.  امر واضح این است که امریکا تا توانست تلاش کرد و به احزاب آلت دستش یاری رساند که مائوئیست ها را به شکست رسانند.  بهترین تلاش خود را کرد تا سلطنت را حفظ کند چون شاه مستحکم ترین ستون برای حاکمیتش در نپال بود.  و راجع به هند هم  پس از این که یک کشیدۀ محکم با شکست آلت دستش – جی پی کویرالا و حزب کنگره اش – به صورتش خورد، مزۀ حقارت شکست و کشید.  بیشتر زور گویان حزب کنگره حسابی سرزنش شده و همون طور که روابط خائنانه شان بروز میکرد که الان عمومی شده در سیل خروش توده های نپال غرق شدند.

            با این همه هند تو جبهۀ دیگری موفق بوده است، در ناحیۀ تارای از دو تا حزب مدهسی حمایت کرده که با پشتیبانی هند تعداد زیادی از کرسی ها بدیشان رسیده است.   اگر خطّ رژیم نوین به زانو در نیاید هند از شیپور مدهسی اش را برای ایجاد اختلال در نپال رو خواهد کرد.  پیش از این فروم مدهسی جانادیکار به رهبری اوپندرا یاداو خواستار آن شده که مائوئیست ها بایستی مواضع شان را راجع به خودمختاری مدهسی روشن ساخته و اینکه رابطه شان با فوروم های بین المللی همچون جنبش انقلابی بین الملل و سی سی او ام پی او جنوب آسیا را قطع کند.  هم امریکا و هم هندوستان انواع تلاش ها را خواهند کرد که خطّ دولت را به زانو درآوّردند.  مثلاً میتوانند مشت تو شکم نپال – اقتصادش –  بزنند از طریق فلج کردن تولیدات صنعتی، بستن راه تجارت و تأمین مواد لازم باعث کمبود غذا و دیگر کالاهای مردم بشوند، به زبان دیگر میتوانند با تحریم اقتصادی نپال را  تحت فشار قرار دهند.  یعنی اگر فکر کنند که رژیم جدید زیادی پیش رفته باید ترتیب شان را داد.  شرایط حاضر در نپال بسیار حسّاس است . . . . . . بنا بر این ما نباید از موفقیّت در انتخابات مائوئیست ها زیادی نتیجه گیریم.

سؤال:     یعنی منظورت این است که موفقیّت در انتخابات و تصرّف نیروی دولت از طرق پارلمانی فعالیّت باطل و پوچی بوده و قادر به آوردن تغییرات رادیکال در ساختار اجتماعی نمیباشد؟

آزاد:     منظور من دقیقاً آن نیست.  کنترل قدرت دولت – اگر آنها واقعاً قادر به کنترل باشند – به مائوئیست ها وسیله ای برای دفاع از دستاورد هائی که طیّ سالهای دراز جنگ انقلابی و ایجاد تغییرات رادیکال در ساختار اجتماعی ست.  امّا این در حالت فعلی قدرت دولتی قابل بدست آوردن نیست.  در واقع، حتّی در انقلابات کلاسیک مثل چین که انقلابیون کمونیست قدرت را از طریق انقلاب رزمی بدست آورده بودند مائو خطر صعود طبقه ای ویژه در درون مقامات دولتی را اعلام کرد.  پس از مائو، دولت رو به انحطاط به ماشین استعمار و سرکوب توده های وسیع مبدّل گشت.  درسی که ما کمونیست ها از این تجربه بدست آورده ایم حاکی ست که حزب بایستی در سازماندهی توده ها و بسیج آنها علیه همه گونه بی عدالتی و استثمار تولیدی بوروکرات های حزب و دولتی قیام کرده و تمرکز نماید.

            در نپال که مائوئیست ها در ائتلاف با بخشی از طبقات ارتجاعی حاکم به قدرت رسیده اند، وظیفۀ مائوئیست ها در ادامه مبارزات طبقاتی از طریق سازمان دهی تودهها علیه همه گونه استثمار و ستم واجب تر است.  تا آنجا که ممکن ست مائوئیست ها باید از قدرت نسبی شان در کنترل دولت برای یاری به توده ها در مبارزه شان برای آزادی، دمکراسی و معیشت استفاده کنند.  امّا آن سرابی ست که به دولت همچون آلت در جهت ایجاد تغییر اساسی در زندگی مردم نگرند.  این تنها از راه ادامۀ مبارزۀ طبقاتی که دولت در بهترین حالت قادر به کمک رساندن ست قابل به دست آوردن است.

سؤال:     میان نکات دیگر سیتارام یچوری حزب کمونیست هند (مارکسیست) گفته است که مائوئیست های هند بایستی از تجارب نپال درس گرفته و در مسیر پارلمانی برای کسب قدرت دولتی گام نهد.  حزب شما در این باره چه میگوید؟

آزاد:       چرا فقط یچوری؟  حتّی دی جی پی جارخند ایالت آ پی و ایالت دیگر که جنبش مائوئیست در آنها قدرتمند است قبلاً از این حرف ها زده اند.  رهبران احزاب ارتجاعی طبقات حاکم نیز از زمانی که ریویزیونیست ها شروع به شرکت در پارلمان کشور کرده اند این گونه نغمه ها را سرائیده اند.  برخی همچون رهبر سابق آر ای دبلیو رئیس توراخان گفته که پیروزی مائوئیست ها در نپال روی مائوئیست های هند تأثیر خواهد گذاشت.  

            اولاً اونها که چنین میگویند فراموش میکنند که شرایط هند و نپال کاملاً فرق میکند.  در نپال وظیفۀ آنی سیاسی کلّیۀ توده های نپال مبارزه علیه سلطنت بود و اوضاع ایجاب میکند که اتحاد میان انواع احزاب پارلمانی و اقشار گستردۀ توده ای ایجاد شود.  خود شاه، با هدایت و یاری امپریالیسم امریکا اوضاعی خلق کرده بود که تمام نیروها مجبور بودند دسته بندی نموده و برای دمکراسی بجنگند. این واقعیّت که دو درصد مردم نپال بنا به آمار سال 2008 به زور طرفدار پادشاهی بودند خودش پایۀ مبارزات متحدانه خلق نپال رو ایجاد کرد و حزب کمونیست نپال (مائوئیست) از موقعیّت فایده برد. در هند، مبارزه علیه سیستم نیمه مستعمره، نیمه فئودالی ست که سیستم پارلمانی خودش یک جزء و آلت آن سیستم می باشد.  تمام احزاب عمدۀ پارلمانی نمایندگان طبقات کمپرادور فئودال بوده، از امپریالیست ها دستور گرفته و بنابرین در کمپ ضدّ انقلابی اند. اینجا وظیفۀ آنی مبارزه برای زمین، معیشت و آزادی اکثریت قریب توده هاست.

            برای دست یافتن به این چیز ها حتّی در نپال نیز مبارزۀ طبقاتی بایستی در پیش گرفته شده و پارلمان به سختی میتونه قادربه پیشبرد هر گونه عملی برای تخفیف دادن به رنج های توده ها باشد.  حالا که شاه دَک شده، سؤالات اصلی در روبروی مردم قرار گرفته و خیلی طول نخواهد کشید که حقیقت جامع رو به چشم خودشون ببینن.

            یچوریس، کاراتس و بوددادبس بیش از 40 سال تجربه در طویلۀ خوکی پارلمانی رو دارا هستند.  امّا چه تغییر اساسی در سیستم حاصل شده؟  مذاق پارلمانی اینها هیچ منفعتی برای  توده ها به بار نیاورده.  حتّی در همون ایالاتی که این ریویزیونیست ها درقدرتند، پولدارها غنی تر شدند و فقرا بی پول تر.  بدون حمایت دولت تحت رهبری یو پی آ ، مانموهان سینگ جرأت نداشتن سیاست های ضدّ خلق رو به پیش ببرند.  خودشون رو به درستی به لقب ساخت خودشون یعنی "سگی که پارس میکنه گاز نمیگیره"  تلفیق داده اند. آنها قبول دارند که بنا به تشریح یکی از سخنگویان شان در مسیر ضد یورش ضدّ مردمان در مرکز دولت یو پی آ نیروی انجام کاری فرا از "واق واق کنندگان سریع" از شان بر نمی آید.  واقعیّت آن است که آنها تنها "واق واق کنندگان سریع" نیستند.  در واقع آنها دلاّلان سیاسی فی مابین توده های عظیم و حکم فرمایان ارتجاعی که تلاش برای جایگزینی مبارزات طبقاتی با هارمونی طبقاتی هستند. 

در ایالاتی که آنها مستقیماً در قدرتند آنها از حزب کنگره و حزب بی جی پی (هندوان فاشیست – مترجم) چیزی کم ندارند.  از سینگور و نان دیگ رام به مثابه آزمایشگاه برای اجرای عملیّات طرفدار امپریالیستی و حمایت از سیاست های کمپرادور طلب تجارت های بزرگ استفاده میکنند.  و در این عملیّات آنها با تشکر به ارتش گستردۀ گنگ های فاشیست اجتماعی در دستشان حتّی وحشی تر هم شده اند.  این فاحشه های سیاسی یک تئوری دنبال تئوری دیگر مثل "شرارت بزرگ تر علیه شرارت کوچک تر" را در دستان شان می چرخانند، که آنها هیچ نیرویی ندارند تا مناطق اقتصادی مخصوص در سطح کشوری را از کار بیاندازند، مگر آنکه در مرکز مسلماً به قدرت رسند تا بسلامتی عیاق کردن شان با کنگره را در یک زمان توجیه کرده و با تی دی پی و دیگر عوامل مسخره صفا کنند.   ولی در همین دم آنها متظاهر وار میگویند که بدون مناطق اقتصادی مخصوص، خصوصی ساختن، سرمایه گزاری خارجیان و غیره، بنگال غربی و کیرالا قادر به پیشرفت صنعتی و غیره نخواهند بود. 

            عجیب نیست که امپریالیست ها و سرمایۀ کمپرادور چنین تحت تأثیر ایفای کار بدست "چپ" هند میباشند.  صنعت گر ان آر آی، لرد سواراج پاول که صدر گروه کاپارو که مشغول ایجاد واحدی به مثابه جزئی در سینگور می باشد مشغول تعریف کردن زیاد از حزب کمونیست هند (مارکسیست) و رهبرش بوداهادب در طیّ بازدید بنگال غربی به عنوان رئیس نمایندگی از شاخۀ بریتانیای کبیر انجمن پارلمانی کامونولت بود.  این فاشیست های اجتماعی امروزه به پسرهای چشم آبی بانک جهانی، تاتاس، سیلمز، سواراج پاول تبدیل شده، و مردم هند هیچ فایدۀ بهتری از داشتن حزب کمونیست هند (مارکسیست) در مرکز نمیبرند.

            هیچ تعجّب آور نیست که آنها از مائوئیست های هند می خواهند که از این شیوه دنباله روی کنند.  حزب ما عمیقاً معتقد ست که از راه پارلمانی تغییرات اساسی سیستم قابل دست یابی نبوده بلکه از طریق مبارزۀ طبقاتی قابل بدست آوردن است.  در کشور ما (این مبارزات) شکل جنگ مسلّحانۀ انقلابی ارضی قابل بدست آوردن است.  ما مسلماً اشکال دیگر مبارزات و سازمانی را در کنار جنگ مسلحّانه و سازمان مسلّح نفی نمیکنیم و شما اگر شاهد تیز بین جنبش مان باشید این را مشاهده خواهید کرد.  این هیچ تأثیری بر آقای یچوری که تنها رؤیایش مثل دیگر احزاب طبقات حاکمه داشتن کرسی هائی در پارلمان است ندارد. ما از سوی دیگر، از کلّیۀ مخالفین امپریالیسم، فئودالیسم، سرمایه داران بوروکرات کمپرادور و سیاست های نئو لیبرال طبقات ارتجاعی حاکمه در هند، خواستاریم که برای برپا کردن جنگ متحدّانه انقلابی به جای تلف کردن وقتشان در یک پارلمان توخالی ضدّ خلق و ایفای نقش تبلیغاتی پارلمانی و دلاّلی قدرت گام جلو گذارند.  برای رهبران ریویزیونیست همچون یچوری که عیمقاً تا گردن در مرداب پارلمانی و دلالی بورژوازی فرو رفته این گونه آلترناتیو انقلابی طبیعتاً همچون کفر معنا دارد.

سؤال:     پراچاندا قبلاً گفت که او اولّین رئیس جمهور جمهوری نپال خواهد بود امّا چند روز پیش او ضمیمۀ سخنش را عوض کرد و گفت که او نخست وزیر خواهد بود.  آیا فکر میکنید که برای هر کس در حزب کمونیست نیکو ست که رئیس دولت، رئیس حزب و ارتش بطور هم زمان باشد؟

آزاد:       ما هم آن اعلان را ملاحظه کرده ایم.  او هنوز میگوید که در صورتی که اکثریت همگان قبول کنند او هنوز هم رئیس جمهور خواهد بود.  در حالت حاضر قانون اساسی نپال ماده ای راجع به  رئیس جمهور اجرائی ندارد.  دو سال دیگر برای مجلس مؤسسّان وقت لازم است تا طرح قانون اساسی تدوین شده و به چنین تصویب نهائی برسند.  بنا بر این رفیق پراچاندا اجباراً روی تصمیم قبلی اش تجدید نظر کرده و نخست وزیر خواهد شد.

            حال سؤال آن نیست که رئیس حزب باید رئیس جمهور باشد یا نخست وزیر.  ما بایستی کلاً عقیدۀ دیگری داشته باشیم.  ما فکر میکنیم که رئیس حزب هیچکدام از آن دو نباید باشد.  او بایستی روی پیشرفت مبارزۀ طبقاتی تمرکز داشته و در کار اجرائی دولتی غوطه ور نگردد.  ما اگر معتقد باشیم که نقش حزب ادامۀ مبارزۀ طبقاتی تا آخرین مرحلۀ کمونیست باید باشد، آنگاه قدر دیدگاه مان را دانسته ایم.  تاری انقلاب نشان داده که آنگاه که حزب انقلاب را تا پیروزی نهائی رهبری کرده است، آنگاه پایه اساسی برای صعود استقرار حزب طبقه و بوروکراسی دولتی جدید قرار میدهد.  بنابرین بسیار اساسی است که رهبری حزب با توده ها باقی مانده، آنها را سازماندهی و راهنمائی بر علیه هر شکل و تمام اشکال استثمار و ظلم نماید.  در نپال این برایشان حیاتی تر است زیرا که مائوئیست ها مجبور به تقسیم قدرت با بخشی از طبقات فئودال-کمپرادور هستند.

سؤال:     پراچاندا و بهاتتارای اعلام کرده اند که حاضرند اف دی آی را دعوت کنند تا محیط دوستانۀ تجارتی در نپال ایجاد نمایند.  همچنین گفته اند که آنها سرمایه داری را تشویق خواهند کرد.  آیا این برای حزب مائوئیست صحیح است که از سرمایه داری خارجی و پیشرفت سرمایه گزاری پذیرائی کند؟

آزاد:       اولاً ما بایستی واقعیّت نپال را درک نمائیم.  کشوری فوق العاده عقب افتاده و نیمه فئودال است که فاقد حداقّل زیربنا و تولید صنعتی میباشد.  یعنی اگر بتوانیم بگوئیم، بخشی از جهان چهارم (یعنی مادون جهان سوّم – مترجم) میباشد.  سازمان ملل آن کشور را در ردۀ کشورهای با حدّاقل پیشرفت نهاده است.  بنابرین اولّین وظیفه در نپال آزاد کردن صفوف عظیم توده ها از دنده کلاج فئودالی، و پیشرفت صنعتی بر آن اساس میباشد.  تا وقتی که سرمایه داری ملّی بوده و به روشی تنظیم شده باشد تا نیازهای توده ها بوده و در جهت رشد اقتصاد داخلی و نه برای صادرات و خدمت به امپریالیست ها باشد پیشرفت سرمایه داری در نپال لازم نیست که مورد هر گونه مخالفت از سوی انقلابیون قرار گیرد.  امّا اگر تشویق در جهت به درون ریختن سرمایۀ خارجی باشد، خلاف جهت منافع کشور در دراز مدّت خواهد بود.  سرمایۀ خارجی همان طور که تا به کنون پیش آمده شروع به کنترل اقتصاد کشور خواهند بود، حتّی اگر مائوئیست ها از شرکای اصلی دولت باشند.  مائوئیست ها بایستی سرمایۀ بومی را تشویق کرده و به رشد آن یاری رسانند، عین آنکه به تدریج سرمایۀ خارجی را حذف نمایند.  هم پراچاندا و هم آقای بهاتتارای بلافاصله پس از روشن شدن نتایج انتخاباتی با تاجر ها زیر پرتو فدراسیون تالار بازرگانی نپال و صنایع دیدار داشتند.  تجّار برای سرمایه داری بهر به حدّاکثر رساندن منفعت، رفرم در مالیات، قوانین کارگری جدید قابل انعطاف و سیاست های مثبت صنعتی فشار می آورند که محیط دوستانه ایجاد شود.

            در گذشته مائوئیست ها علیه انستیتو های بخش بهداشت و آموزش و پرورش مخالفت داشته اند.  امّا اکنون پراچاندا قول داده که مشارکت بین شاخه های خصوصی و عمومی در بخش بهداشت و آموزش و پرورش تحت تشویق قرار بگیرد.  آقای بهاتتارای نیز قول داده منعی که بر راه رشد بخش خصوصی را بر خواهد داشت.  ما گزارش راجع به مذاکرات بین رهبران مائوئیست و مقامات بانک جهانی شنیده ایم.  اگر این گزارشات درست باشد آنگاه نتایج خطرناکی برای آیندۀ نپال ببار خواهد آورد.  وابسته به اف دی آی و  قبول کردن معبر های پراگماتیک در جهت صنعتی کردن نپال به نام چیره شدن بر عقب ماندگی اقتصادی کشور تنها نتایج معکوس یافته و تسلّط امپریالیست ها را تقویّت خواهد کرد.

سؤال:     روابط برادرانۀ میان حزب خودتان با حزب مائوئیست نپال را چگونه پیش بینی میکنید؟  با توجّه به اینکه دولت هند نمیخواهد که مائوئیست های نپال رابطه با مائوئیست های هند مستقر کرده و خواستۀ ام پی اف در این باره نشاندهندۀ فشار مستقیم هندوستان است، آیا روابط برادرانۀ حزب های تان مثل سابق ادامه خواهد یافت؟

آزاد:       ما معتقدیم و علاقمند هستیم که روابط برادرانه بین حزب کمونیست هند (مائوئیست) و حزب کمونیست نپال (مائوئیست) مثل سابق ادامه یابد.  تا وقتی که هر دو احزاب مستحکم در جهت بین المللی پرولتری بایستند، فشار درونی و فشارهای بین المللی راه را بند نخواهد آورد. 

            مسلّم است که فشار از چهار سو علیه مائوئیست های نپال افزایش خواهد آمد تا روابط شان را با دیگر احزاب مائوئیست قطع نمایند.  بخصوص هند و آمریکا بیشترین فشار ها را در این مورد وارد خواهند ساخت.  ما پیچیدگی مطلب را درک میکنیم.  با این همه، باید بخاطر داشته باشیم که هر حزب کمونیستی تکّه ای از پرولتاریای دنیاست.  و هر حزب پرولتری منافع ملّی را تحت منافع پرولتاریای بین الملل قرار خواهد داد.  رفیق پراچاندا به درستی گفته که روابط ایدئولوژیک دو حزب ثابت خواهد ماند.  و ما معتقدیم که بحث ها و منازعات باید ادامه یابند. سازمان های بین المللی مختلف مثل سی سی او ام پی او اس آ بایستی با وجود شرایط جدید که پیش آمده به اهداف و فعالیّت هایشان ادامه دهند. 

سؤال:     نظر شما راجع به آن سخن رفیق پراچاندا که در مصاحبه ای با نشریۀ هندو گفته بود که "این تلاش های ما برای حزب مائوئیست هند، رهبران و کادرهای آن مفاد نوینی را برای مطالعه ارائه میدهد که راجع به شان فکر کرده و راه نوینی در پیش گیرند.  تلاش های ما فراهم کنندۀ نقطۀ نوین عطف است."

آزاد:       رفیق آزاد جواب به این سوال  را یا نداده است یا اگر داده است در متن انتشار علنی اسن مصاحبه منعکس نشده سات. ( مترجم) 

سؤال:     و سرانجام آیا چیزی هست که بخواهید به مردم نپال و حزب کمونیست نپال (مائوئیست) بفرمائید؟

آزاد:       حزب ما، حزب کمونیست هند (مائوئیست) درود های انقلابی اش را از سوی کمیتۀ مرکزی، کلّیۀ اعضا و هواداران حزب و مردم هندوستان به حزب کمونیست نپال (مائوئیست) و مردم نپال بخاطر نپذیرفتن قاطع حکومت سلطنتی و احزاب فئودال-کمپرادور از طریق انتخابات مجلس مؤسّسان می فرستند. ارزیابی ما حاکی از آن است که جنگ اصلی برای تبدیل زندگی شان، و زندگی نپال، همین لحظه آغاز گشته است.  کمبود احتیاط حتّی برای یک دم هم ممکن است به قیمت گزافی برای مائوئیست ها و همچنین مردم نپال تمام شود زیرا که لاشخوران داخل و خارج کشور بسیار مایل هستند که نظم اجتماعی حاظر را حفظ کرده و تن شان میخارد که تمام دست آورد های مردم و مائوئیست ها را نابود سازند.  ما بایستی به یاد حزب کمونیست نپال (مائوئیست) و مردم نپال بیاوریم که اخطاری را که ما بدیشان در نوامبر 2006 در حین زمانی که تصمیم گرفتند به بخشی از دولت موقّت تبدیل گردند دادیم را از ذهن خارج نسازند.  من همان که گفته بودیم را تکرار میکنم که گفتیم: "قرارداد این که مائوئیست ها قبول کرده اند که به بخشی از دولت موقّت در نپال تبدیل شوند نمیتواند شخصیّت ارتجاعی ماشین دولت را که مشغول خدمت به طبقات حاکم و امپریالیست ها میباشد را تغییر دهد.  دولت میتواند وسیله ای یا در دست طبقات ستمگر و یا پرولتاریا باشد امّا قادر به تأمین منافع این دو طبقۀ دشمن شدید یکدیگر نیست.  اصل مارکسیست آن است که هیچ تغییر اساسی در ساختار سیستم بدون در هم شکستن ماشین دولتی ممکن نیست.  رفرم از بالا نمیتواند هیچ تغییر کیفیّتی در ساختار اجتماعی استثمارگر ایجاد کند، هر قدر قانون اساسی نوین دمکراتیک به چشم آید، حتّی اگر مائوئیست ها عنصر مهمّی از دولت باشند.  وهم بی مورد است که فکر کنیم ساختن نپال جدید بدون در هم شکستن دولت حاضر ممکن ست."

            حزب ما امیدوار است که حزب کمونیست نپال (مائوئیست) به اندرز برادرانۀ ما توجّه کرده و تا بدست آوردن آزادی نپال از امپریالیسم، فئودالیسم، توسعه طلبی هندوستان و گام مثبت بسوی سوسیالیسم و کمونیسم به مبارزۀ طبقاتی ادامه دهد.  هیچ راه دیگری وجود ندارد به غیر از ادامۀ جنگ خلق برای بدست آوردن اهداف فوق چون تغییرات اساسی ساختار اجتماعی از راه  اتحاد موقتّی نیروهای فعلی که با هم به قدرت رسیده اند غیرممکن است.

            حزب ما به مبارزۀ سازش ناپذیر علیه زمینه ها و ماشین توسعه طلبی، مداخله و قلدر بارزی و عملیات به انحراف کشاندنی که بوسیلۀ طبقات حاکم هند در نپال اجرا میشود دست خواهد زده و تضمین میکند که ما مستحکم و قوی کنار حزب کمونیست نپال (مائوئیست) و مردم نپال در مبارزه شان برای آزادی  واقعی و استقلال خواهیم ایستاد.  تنها پیروزی انقلاب در هند است که ثابت کنندۀ مساوات واقعی و احترام دو جانبه از سوی دو کشور خواهد بود. و حزب ما گام های بلند تر در جهت پیش بردن انقلاب در کشور مان را به مثابه آخرین هدفش بر خواهد داشت.

ترجمه جمعی، توسط طرفداران مارکسیست- لنینیست- مائوئیست

26 تیر 1387، برابر با 15 ماه ژوئیه 2008 

 
< Prev   Next >