|
در حاشیه مجبور کردن سردار زارعی شش زن عریان را به نماز |
|
|
|
|
Monday, 24 March 2008 |
|
شعری از سیما
عریان
حالا
نماز می
بردیم
به درگاه
خداوند.
شاید
دلش به
رحم آید.
نه در
حضور او تنها
بلکه در
مقابل چشمان نماینده اش.
این بار
زارعی نامی
که در این
چهار دیوار
محرم شده
بود ما را
با مجوز ِ
زور
و لابد
فتوایی از جایی.
بیرون از
این چهار دیوار ِنامحرمی
همین
سردار
با ز هم
با زور
و لابد با
فتوایی دیگر
با ضرب و
شتم و توهین
با ما سخن
می گفت.
ما را
فاحشه می نامید.
که
مویی
پیداست یا شلواری کوتاه.
ما را
به این
مَحرَم سرا آورد.
جایی که
ما فاحشه
ها
همه یک جا
به او
محرمیم.
با
مجوز زوری
و لابد
فتوایی از جایی.
|