|
مژده سماعی: نزدیک
به یک قرن از مبارزه ی زنان برای برقراری آزادی و برابری بین زن و مرد
می¬گذرد. در بسیاری از کشورها اگر مسائل زنان به طور کامل در جامعه حل
نشده است، اما حداقل قوانین حاکم بر جامعه حقوق زن و مرد را به طور برابر
به رسمیت شناخته است. اما در کشورهای عقب¬مانده و در حال توسعه، نابرابری
و تبعیض بین زن و مرد و ستم بر زنان بعد از یک قرن مبارزه و تلاش نه تنها
کاهش نیافته، بلکه در زیر قوانین زن¬ستیز با رشد مردسالاری، شرایط زندگی
زنان سخت¬تر نیز شده است.
با
انقلاب صنعتی و رشد صنعتی، سرمايهداران به دنبال نيروی كار ارزان¬تر،
کودکان و زنان بیش¬تری را به بازار کار مزدی کشاندند. زنان پا به پای
مردان در كارخانه¬ها و کارگاه¬ها و مزارع مشغول به كار شدند، اما به دليل
ساختارهای اقتصادی و اجتماعی مزد كم¬تری به آن¬ها پرداخت می¬گردید.
سرمایه¬داران در دوران رونق اقتصادی زنان زیادی را استخدام می¬کنند اما به
محض این که بحران و رکود اقتصادی نمایان می¬شود اولین دسته ی کارگران
اخراجی را زنان تشکیل می¬دهند. از این رو، سرمایه¬داران آگاهانه با تفرقه
انداختن میان کارگران زن و مرد در بيش¬تر مواقع آن¬ها را به عنوان رقيب
كاری و اقتصادی معرفی کرده و در مقابل هم قرار می¬دهند تا از این طریق نیز
دستمزدها را که نقش بسیار سرنوشت¬سازی با زیست و زندگی کارگر و خانواده¬اش
دارد، در سطح پایین¬تری نگاه دارند.
ماركس،
به درستی می¬گفت سرمايه¬داری برای آن كه نگذارد كارگران توان مطالبه ی
دستمزد بالاتر و شرايط كاری بهتر را پيدا كنند از يك ارتش ذخيره ی كار
بهره می¬گيرد. هر وقت تقاضا برای نيروی كار آن¬قدر زياد بود كه احتمال
بالا رفتن دستمزدها را پيش می¬آورد كارفرماها به اين ارتش ذخيره روی
می¬آورند تا كارگران تازه نفسی را وارد بازار كار كنند و در مقابل همه ی
مطالبات كارگران موجود بايستند. کارگران بیکار و زنان و کودکان کار، این
نیروی دخیره را تشکیل می¬دهند.
در
ایران نیز زنان غیر از کارهای طاقت¬فرسای خانگی بدون اجر و مزد، اگر کاری
هم در بیرون داشته باشند در ازاء یک کار برابر، دستمزد بسیار کم¬تری نسبت
به همکار مرد به او پرداخت می¬شود.
در
سالهای اول بعد از انقلاب 1357 مردم ایران، تشکل های کارگری به ویژه
شوراهای کارگری مطالبه ی «مزد برابر در ازای کاربرابر، برای زن و مرد
کارگر» را در لیست خواست هایشان قرار داده بودند . این مطالبه همچنان مطرح
و مسئله ی روز جنبش زنان و جنبش کارگری است. دردها و رنج ها و مشکلات عینی
و واقعی اکثریت زنان ، متعلق به زنان کارگر و خانه دار و فقیر است. از این
رو رفع بردگی خانگی زنان ، رفع نابرابری دستمزد بین زن و مرد، رفع مشکلات
و معضلات مادی و معنوی زنان، امر مستقیم جنبش کارگری و جنبش زنان است.
در
اخراج¬سازی¬ها، نخست زنان را اخراج می¬کنند. قراردادهای سنگين موقت کار و
عدم پاسخ¬گويی به خواست¬ها و مطالبات کارگران، به ویژه کارگران زن، عدم
تناسب نیروی کار جدید با ایجاد اشتغال توسط دولت، همگی دست به دست هم داده
و زندگی بسیار سخت و دشواری را برای زنان کارگر و خانه¬دار به بار آورده
است.
بنا
به اظهار مهری سویزی، عضو شورای فرهنگی، اجتماعی بانوان و مشاور وزير
آموزش و پرورش جمهوری اسلامی، «بيش از 12 ميليون و 500 هزار زن خانه¬دار
در كشور وجود دارند.» به زنان خانه¬دار، در مقابل کارهای سخت خانگی با
ساعات کار طولانی هیچ دستمزدی پرداخت نمی¬گردد و هیچ¬گونه بیمه¬ای نیز به
آن¬ها تعلق نمی¬گیرد. تلاش برای پرداخت دستمزد و یا بیمه ی بیکاری به زنان
خانه¬دار توسط حکومت می¬تواند به استقلال نسبی آن¬ها یاری رساند.
همچنین
در حال حاضر يک ميليون و 200 هزار زن سرپرست خانوار در سراسر ایران وجود
دارد. وضعيت زنان سرپرست خانوار بحرانی و دلخراش است. آن¬ها، با کمک بسیار
ناچیز بنیادها زندگی خود و فرزندانشان را در میان دریایی از درد و رنج و
اندوه می¬گذرانند و آسیب¬پذیرترین اقشار جامعه محسوب می¬شوند.
بيكاری
زنان، ابعاد وسیعی دارد و بحران بيكاری در سراسر ایران را نشان می¬دهد.
براساس آمارهای مركز آمار ايران درباره توزيع كل زنان بيكار و دارای
تحصيلات عالی يا متوسط در جوامع شهری و روستایی نشان می¬دهد، 7/88 درصد
نرخ بيكاری در شهرها و 4/59 درصد نرخ بيكاری در روستاها از آن زنانی با
تحصيلات عالی يا متوسط است. طی سالهای 1376 تا 1380 نرخ بيكاری زنان
دارای تحصيلات عالی 4 برابر شده و اين رقم در حال افزايش است.
اساسا
حقوق زنان، حقوقی جهان¬شمول است. هر کسی که از حرمت و موجودیت انسان و
حقوق و آزادی¬هایش دفاع می¬کند، باید در جهت رفع ستم و تبعیض جنسی و
برابری زن و مرد تلاش کند.
مبارزه
برای بهبود شرایط زنان و رفع تبعیض و نابرابری از آن¬ها، نباید به زنان
محدود باشد، بلکه باید زنان و مردان آزادی¬خواه و برابری¬طلب دوش به دوش
هم این مبارزه را در سطح اجتماعی سازمان¬دهی کنند و به پیش ببرند.
نشریه اشتراک
|