خانه arrow Articles arrow مقالات arrow فریبرز رضایی: رضا آذرین، اسطوره ی فرصت طلبی
فریبرز رضایی: رضا آذرین، اسطوره ی فرصت طلبی PDF Print E-mail
۲۰ خرداد ۱۳۸۷
Monday, 09 June 2008

فریبرز رضایی

رضا مقدم در ادامه ی بحثی که برخی جریانات معلوم الحال در بین دانشجویان و پا بند آن ایرج آذرین به راه انداخته بودند، مقاله ای را در یکی از وبلاگ های اینترنتی منتشر کرده است. در مورد این مقاله و کلیت بحث بر سر دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب و استراتژی و تاکتیک آنان، ذکر چند مورد اهمیت فوق العاده ای دارد.

نمی خواهم خودم را درگیر پاسخ دادن به تک تک اتهامات بی اساسی که از سوی جریان ایرج آذرین و رضا مقدم به سازمان دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب وارد شده است کنم. به نظر من زندان  موقت دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب پس از ماجرای 13 آذر، آزاد شدن آنها از زندان و ... سرآمد پیدا شدن سر و کله ی جریانات حاشیه ای است که می خواستند به شیوه ای روشنفکرانه ویا با نقد جریان آزادی خواهی و برابری طلبی، هژمونی را از دست دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب «مصادره» کنند و برای خود اسم و رسمی در بین فعالین دانشجویی در ایران به دست آورند. دوست دارم عمیقاً بر این نکته پافشاری دوباره کنم که انقلاب و تحول اجتماعی از اتهامات و فحاشی هایی که یک جریان در اینترنت علیه جریانات دیگر ایجاد می کنند قدرت نمی گیرد و مسیرش کلاً عوض نمی شود. دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب، رشته ای از فعالین و رهبران سرشناس جنبش دانشجویی را در خود جا داده بود و توانسته بود در مدت زمان کوتاهی از فعالیت، با ایجاد یک آلترناتیو در بین فعالین داخل کشور، حتی از جریاناتی چون «تحکیم وحدت» نیرو بگیرد و توازن قوا را به سمت سوسیالیسم برگرداند.

اعتراضاتی که دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب در دانشگاه به راه انداختند، سر آمد آگاهی طبقاتی عده ی زیادی از فعالین کارگری، تشکل های دانشجویی و جنبش های رادیکال اجتماعی بوده است. من کارنامه ی سازمان دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب را یک کارنامه ی بسیار روشن و شفاف می یابم.

اما سویه ی نقد من به رضا مقدم با تفکیک جریان کمونیسم کارگری از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب آغاز می شود. من در پی کتمان ارتباطات تشکیلاتی نیستم؛ زیرا فکر می کنم که منابعی که اطلاعات در اختیار رضا مقدم و ایرج آذرین می گذارند، یک سره اطلاعات دروغین در اختیار آنان گذاشته اند.

بگذارید بحث را از این جا آغاز کنم که جریانات بی شماری (و نه فقط جریان کوچولوی ایرج آذرین و رضا مقدم) سعی دارند با تخطئه ی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب برای خود جا باز کنند. همان جریاناتی که ادعا می کنند فلان فعال دانشجویی به خاطر یک سیگار همه ی دوستانش را در زندان فروخته است یا بهمان دانشجوی زندانی بدون این که حتی یک سیلی بخورد، چهار نفر از دانشجویان را لو داده است. از این نمونه ها زیاد است. این ها نه تنها یک ارزن شرف ندارند، که از نظر تشکیلاتی هم کاری را می کنند که لنین به آن می گوید «اپورتونیسم». بله، فرصت طلبی شاخ و دم ندارد. به جد می گویم که برخی از این جریان ها اصولاً در نقد دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب شکل گرفتند و به وجود آمدند و هیچ کار دیگری جز کوبیدن (این جا نقد معنی ندارد) جریان آزادی خواهی و برابری طلبی ندارند.

مهم تر از همه چیز، ایجاد تفکیک و تمایز بین سازمان دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب با جریانات خارج کشوری است. برای من ذره ای اهمیت سیاسی ندارد که رضا آذرین (!) از چه دریچه ای می خواهد بحث «حزب و قدرت سیاسی» منصور حکمت را نقد کند. این به ما ارتباطی پیدا نمی کند. هر چند که برای هر دانشجوی سوسیالیستی در ایران این بحث ها می تواند برانگیزنده ی کنجکاوی باشد. این بحث ها می تواند اجتماعاً پیروز یا مغلوب باشد. این به ما ربطی ندارد.

رضا مقدم می گوید: «مقاله “ایمان” [که در سایت آزادی برابری منتشر شده بود]، اظهار داشته است: “دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب (چون گذشته) استقلال تشکیلاتی و جنبشی خود و عدم وابستگی شان را به جریانات خارج کشور (اعم از سلطنت طلب، مشروطه خواه، جمهوری خواه، سوسیال دموکرات و کمونیست) اعلام می دارد تا رشته ی اغراض پلشت دشمنان خویش را پنبه کند”. اولا، مناسب بود که برای پرانتز “چون گذشته” منبعی معرفی می شد تا به بتوان به آن رجوع کرد.»

بنا بر چیزی که قبلاً هم گفتم، گمان نمی کنم که رضا مقدم واقعاً این منابع را مطالعه کرده باشد. او خوب هم این چیزها را می خواند. مگر برای یک فعال غیرحزبی مثل رضا آذرین که در خارج کشور نشسته است چه کاری جز مطالعه ی مقالات و نقد آن ها وجود دارد؟ ولی برای کسانی که به تازگی به جریان ما می پیوندند بگویم که می توانند مواضع ما را در قبال استقلال جنبشی، مواضع با دیگر جریانات راست و سنتی و ... در مقالاتی که خودمان در نشریاتی از جمله خاک، آرمان نو، پیشرو، پیشاهنگ و ... نوشته ایم بیابند. همه ی این مقالات (تقریباً بلا استثنا) روی اینترنت موجود هستند تا بهانه ای برای امثال رضا آذرین نباشد. در این مورد، سرمقاله های رفقا بهروز کریمی زاده و مهدی گرایلو بسیار به هدف ما نزدیک است.

رضا مقدم درباره ی «موفقیت در فضای مجازی اینترنت» می نویسد. دوست دارم این را از رضا مقدم بپرسم که اگر فضای مجازی نبود چه کسی بیشتر ضرر می کرد؟ ما یا جریان رضا آذرینتان؟! ما که آکسیون هایمان در دانشگاه تهران و دیگر شهرستان های ایران برگزار می شود یا شما که آکسیون هایتان را در پالتاک یا تریبون های سه نفره ی باصطلاح مارکسیستی تان می گذارید؟ تازه ما در تریبون های آزادمان حرف های مختلفی می شنویم، ولی شما در «تریبون مارکسیسم»، لیست تمام کسانی را که نقدهای جدی و اصولی به مقالات شما داشته اند از کامنت ها حذف می کنید!!! این سکتاریسم است. هیچ چیز دیگری به این حد سکت نیست. اگر سایت آزادی برابری همین فردا فیلتر شود، ما هیچ چیز از دست نخواهیم داد. می توانیم به راحتی فعالیتمان را در دانشگاه ها ادامه دهیم. اما اگر اینترنت را از شما بگیرند باید بروید شب ها ساعت 8 پازل درست کنید و ودکا بخورید.

اما جامعه ی مجازی هم آنقدرها احمق نیست که روی چنین حیله های اپورتونیستی را به همین راحتی قلم بگیرد و ملحق به یک هژمونی کاذب ایجاد شده توسط دو سه نفر گردد. اپورتونیسم شاخ و دم ندارد. این دست و پا زدن ها که ابتدا به ساکن با تخریب شخصی چهره های آزادی خواه و برابری طلب توسط جریان های گوناگون انجام می شود و کارنامه ی شخصی و سیاسی شان برای ما کاملاً روشن و واضح است، مشخصاً جهت جذب نیرو از بدنه ی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب و هژمونی گسترده ای که چپ در دانشگاه پیدا کرده است انجام می گیرد.

به هر حال، فرار رو به جلوی رضا آذرین برای من بشخصه جالب توجه است. این آقایان اتهام می زنند و بعد می گویند: «همه ما را محکوم کرده اند!» کمی مظلوم تر از رضا آذرین، حضرت ابوالفضل است. من نقدهای جدی و تئوریک را می گذارم برای زمانی که تعداد مقاله نویسان، آژیتاتورها و سازماندهان این جریان به 10 نفر برسد. فعلاً که فتوای رضا آذرین برای کسی پش چیزی اهمیت ندارد. تا چه شود!

 

 
< Prev   Next >