|

تجاوز جنسی یکی از مسائل و معضلاتی است که اگرچه فقط قربانیان آن زنان نیستند و کودکان پسر یا دختر و زنان بیشتر از هر کسی دیگری تهدید می شود و تمامی زنان دنیا به دلیل جنسیتشان مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند و هیچ زنی از تجاوز در امان نیست ولی در جوامع عقب مانده و کشورهای در حال توسعه، نگاه تحقیرآمیز به جنس زن و قوانین ضد زن، آمار تجاوز به زنان را بالاتر برده و زندگی آنها را به مخاطره می اندازد و هر لحظه نگران آن هستند مبادا مورد تجاوز قرار بگیرند.
نگاهی به تجاوزهای اخیر که در روزنامه ها و صفحه حوادث منتشر شده:
دختر 5 ساله ای در رستورانی توسط 2 نفر مورد تجاوز قرار می گیرد.
زنی هنگام برگشت به منزلش توسط راننده تاکسی و دو نفر دیگر، در جنگل های شمال مورد تجاوز قرار می گیرد.
دختری توسط دوست پسر و 6 نفر دیگر مورد تجاوز قرار می گیرد.
زنی توسط 2 موتور سوار به بهانه تمام شدن بنزین، در جاده قم در مقابل چشمان همسرش مورد تجاوز قرار می گیرد.
دختر اتریشی توسط پدرش، 25 سال حبس می شود و طی این مدت مورد تجاوز جنسی پدر قرار می گیرد و .....
اینها نمونه های کوچکی از هزاران هزار تجاوز های ست که زنان و دختران، از خانه اش که به اصطلاح امن ترین مکان است توسط نزدیکترین کسان پدر، برادر و شوهر تا کوچه و خیابان ... صورت می گیرد و به دلیل ترس، خجالت، تهدید یا حفظ آبرو پنهان باقی می ماند و بسیاری از این تجاوز ها علنی نمی شود و یا در صورت علنی شدن قربانی قتل های ناموسی می شوند.
جامعی که بر پایه های سنت و تعصب بنا شده حتی از گفتن کلمه "تجاوز جنسی" طفره می روند و سانسور می شود و اگر ندرتاً حرفی از آن به میان آید با عنوان "تعرض جنسی" نام برده می شود.
در تعریف لغوی تعرض از متلک گفتن تا تماس جسمی و جنسی را شامل می شود و جایگزینی کلمه "تعرض" از مقدار خشونت و رفتار غیر انسانی و اعمال زوری که بر فرد قربانی صورت گرفته به شدت می کاهد و آنرا کمرنگ می کند.
جامعه ای که گرفتار قوانین مردسالار و سنتی است عامل و مقصر اصلی این تجاوز ها را زنان می دانند و دلایل مختلفی برای آن می آورند که اولین و قطعی ترین استدلالشان عشوه گری زنان، رعایت نکردن حجاب و آرایش های غلیظ ، پوشیدن لباس های تحریک آمیز ، رفتار و حرکات جلف و ... می دانند.
زمستان سال گذشته در روزهای اولیه اجرای طرح ارتقاء امنیت اجتماعی در یک برنامه تلویزیونی، دختری که صورتش را شطرنجی نشان می دادند که هنگام ظهر در کوچه ای خلوت توسط 2 نفر مورد تجاوز قرار گرفته بود. گزارشگر از چگونگی عمل تجاوز از دختر سوال کرد که مانتویی که به تن داشته مناسب بوده یا نه؟! دختر چندین بار به این مسئله اذعان کرد که لباسی که پوشیده بود و حتی آرایشش هم بسیار معمولی بوده و اصلا هم به اصطلاح تحریک آمیز نبوده! ولی گزارشگر در پی تایید گفته های متهم (تجاوزگر) بود که گفته مانتو تنگ و آرایش شما در خلوتی کوچه باعث تحریک او شده است؟! در نهایت بعد از اصرار زیاد گزارشگر و تاکید بر گفته ی متهم! دختر باناباوری و اکراه گفت خب من آرایش داشتم نمی گم نداشتم و مانتوم هم تا روی زانوم بود! ولی اون کسی که بخاطر آرایش و مانتو تحریک بشه و به دیگران تجاوز می کنه اصلا آدم نیست!!
قبل از هر چیز باید ببینم ما چه رفتاری را تجاوز و چه رفتاری را تجاوز نمی دانیم؟
در کشورهای پیشرفته هرگونه ارتباطی از سوی جنس مذکر، شوهر یا غیر، و هر عملی که خلاف خواسته و تمایل زن بر او اعمال شود، تجاوز محسوب می شود و زن می تواند از همسرش و هرکس دیگری شکایت کند، در حالی که در کشورهای که دارای قوانین مردسالار است، تجاوز شوهر به همسرش، اصلا تجاوز شناخته نمی شود و هر خواسته ای از سوی شوهر حتی بدون رضایت زن جزء وظایف اصلی زن محسوب می شود،
همچنین بسیاری از رفتارهای مردان نسبت به زنان در کوچه و خیابان مثل متلک گفتن، لمس کردن باسن زنان وقتی از کنار آنها رد می شوند، دست درازی بر دیگر اعضا بدن زن، به شکل یک مسئله بسیار عادی در آمده و زنان باز هم بخاطر حفظ آبرو و فرار از نگاه ها و قضاوت های متهم کننده مردم، یا اصلاً به روی خود نمی آورند و سکوت اختیار می کنند یا نهایت به یک فحش ختم می شود!
با نگاهی منصفانه به موارد تجاوز می بینیم که مسئله عدم رعایت نکردن حجاب و یا آرایش های غلیظ و ... بیشتر بهانه ای برای هرچه بیشتر محبوس و منزوی کردن زنان و دختران در خانه است . بیشترین تجاوز های جنسی در خصوص زنان و کودکان که ضعیف ترین بخش جامعه هستند (کودکان دختر یا پسر، اگرچه بیشتر به دختران تجاوز می شود) صورت می گیرد و با مطالعه به کیس هایی که مورد تجاوز قرار گرفته اند بیشترین آنها کودکانی هستند که توسط نزدیکترین افراد خانواده(پدر- دایی- عمو- برادر) یا زنی که در جلوی چشمان همسرش مورد تجاوز قرار می گیرد! جای سوال است که آیا آرایش یا عدم رعایت حجاب او باعث رخ دادن چنین عمل شنیع و غیرانسانی شده است!! مسلما اینطور نیست.
تجاوز جنسی ریشه در تبعیض جنسی، بی حقوقی، قوانین تبعیض آمیز و ضعیف نگه داشتن عده ای خاص بر اساس جنسیت یا قدرت بدنی صورت می گیرد که بیشترین قربانیان این تجاوز ها زنان ودختران و کودکان هستند که مورد بهره کشی و تجاوز های جنسی قرار می گیرند . زیر دست نگه داشتن و تسلط مردانه و نگاه مردسالار بر زندگی زنان و کودکان همواره سایه افکنده و تایید قوانین نابرابر موجود در هر جامعه ای نقش اصلی در ضعیف نگاه داشتن و تجاوز به حقوق انسانی قشر خاصی از جامعه را ایفا می کند.
زنان خصوصا در جوامع عقب مانده همواره به لحاظ اقتصادی وابسته و جیره خوار مردان بوده اند و این خود زمینه های آسیب پذیری زنان را بیشتر می کند تا در مقابل تجاوزی که برآنان می رود سکوت اختیار کنند، از دلایل دیگر شدت یافتن تجاوز جنسی به زنان، نگرانی از ازهمپاچیدگی زندگی، عدم باور گفته هایشان و نیاز به شهود، ترس از به قتل رسیدن، نگرانی از برچسب خوردن به تمایل خود زن برای ارتباط و .... گسترش فرهنگ و قوانین ضد زن باعث تضییع و تجاوز به حقوق قشر آسیب پذیر ی مثل کودکان و زنان می شود.
شراره رضایی
برای روشن تر شدن علل انحرافات جنسی از نظر علمی و روانشناسی از دیدگاه یک کارشناس به مسائل اختلالات رفتاری و یادگیری در کودکان بهره گرفتیم:
بررسی علل انحرافات جنسی
در زندگی هر فرد، زمانی فرا می رسد که بدنش از حالت کودکی به بزرگسالی تغییر شکل می یابد. در نظر اول شاید این دگرگونی چندان قابل ملاحظه نباشد، اما اختلاف آشکار آن با دوره های کودکی از لحاظ وضع ظاهر، رفتار و حالت های درونی کاملاً محسوس است.
احساس نوجوان این است که او دیگر آن کودک دیروز نیست. اینک چیزهایی را احساس می کند که در گذشته هیچ احساس از آن ها نداشت، یا قادر به انجام دادن اموری است که قبلاً از انجام آن ها ناتوان بود. خلاصه در تن و روان خود دگرگونی هایی را می بیند که برایش تازگی دارند و این دگرگونی ها آنقدر ادامه پیدا می کنند تا برای نوجوان رفتاری همانند بزرگسالان به وجود آورند.
رشد جنسی در پسران : نزدیک به دوره بلوغ و اوائل این دوره در زمینه جنسی تغییرات عمده ای که اغلب باعث ناراحتی می شود در پسرها بوجود می آید. اعضاء جنسی بطور سریع رشد می کند و فرد به اشکال مختلف می تواند تمایلات جنسی خود را در شرایط تحریک کننده کنترل کند. چون تمایلات جنسی در افراد شدید است، عدم ارضاء این تمایل سبب ناراحتی فرد می شود. در پاره ای از اجتماعات افراد بالغ به جلق زدن مبادرت می کنند. رشد افراد در دوره بلوغ و بروز حالات مردانگی در آن ها توجه ایشان را به خود جلب می کند. رشد جنسی سبب تغییر احساس ها و تمایلات فرد می شود.
رشد جنسی در دختران: علامت رشد جنسی در دختران شروع اولین عادت ماهانگی است. رشد جنسی در دخترها با رشد قد، وزن و رشد استخوان ها ارتباط دارد. دخترهایی که وزن آن ها بیشتر، قد آن ها بلندتر و رشد استخوان ها زیاد باشد رشد جنسی در آنها زودتر ظاهر می گردد.
ناراحتی شدید و غیرعادی در دوران پریودی می تواند معلول عوامل روانی باشد. این عوامل در قسمت ناآگاه ذهنی قرار دارند و فرد را دچار اضطراب و پریشانی می کنند. در موقع عادت ماهانه دختر ممکن است در اثر این احساس دچار ناراحتی شدید و غیرعادی شود. گاهی احساس حقارت در دختر ها سبب می شود که آن ها مونث بودن خود را مورد انکار قرار دهند.
در دوره ی بلوغ افراد متوجه روابط اجتماعی و آثار آن هستند و میل دارند موافق ذوق و تمایلات گروه رفتار نمایند و از این راه حیثیت اجتماعی خود راحفظ کنند. روابط افراد بالغ با هم عادی و نسبتاً معقول است، در صورتیکه اواخر دوره بچگی افراد بیشتر به منظور ایجاد حوادث هیجان انگیز با یکدیگر ارتباط پیدا می کند.
فیزیولوژی و روان شناسی مرحله جنسی:
ایجاد میل جنسی همانند گرسنگی، تشنگی یکی از خواسته های بیولوژیک بدن است. نیاز به غذا این احساس را در بدن به حرکت در می آورد، اگر این مراکز فعال نباشد، یعنی در آن ها به علت اشباع بودن یا تعارض یا دار و بازداری انجام گیرد بی اشتهایی حاصل می شود. مراکز جنسی مردان و زنان بر اثر محرک جنسی خاص تحریک می شوند. هنگامی که چنین تحریکات نورونی رخ می دهد. به فرد احساس جنسی که همان میل یا اشتهای جنسی است، دست می دهد. اگر از فعالیت مراکز جنسی در سلسله اعصاب به دلیل جسمی و روانی بازداری شود، میل جنسی فعالی نخواهیم داشت. در این صورت اشتهای جنسی خود را از دست می دهیم و بی اشتهایی جنسی دچار می شویم.
میل جنسی نه تنها ممکن است به علت عوامل جسمانی بازداری یا تحریک شوند بلکه عوامل روانی مانند ترس، خشم، افسردگی، تعارضات روانی، استرس و بعضی از بیماریها و داروها نیز مدارهای جنسی تاثیر می گذارند.
انحرافات جنسی را می توان از جهتی به سرکوبی شدید و غیرعادی میل جنسی دانست. بیماران مبتلا به انحرافات جنسی از ابزار تمایلات سالم به جنس مخالف احساس خطر می کنند و رفتار انحرافی به آنها امنیت بیشتری می دهد. بدین جهت میل جنسی آن ها فقط در ارتباط با جنس مخالف بازداری می شود.
عوامل روانی بوجود آورنده انحرافات جنسی:
مهمترین آن ها عبارتند از محرومیت از روابط جنسی طبیعی، انزوای کودکی، وقایع خاص که سبب یادگیری انحرافات در کودکی و نوجوانی می شود، اضطراب اخته شدن، تثبیت یا بازگشت به دوران کودکی، جهالت در امور جنسی، همانند سازی جنسی، بازداری کلی شخصیت، ترس از مسئولیت و بالاخره ترس از جنس مخالف
محرومیت از روابطه جنسی طبیعی: تحت شرایط محروم کننده شدید که در آن زن و مرد فرصت رابطه جنسی طبیعی ندارند، انحرافات جنسی افزایش می یابد.
انزوای کودکی: کودکانی که در دوران طفولیت و کودکی مدت طولانی از دیگران جدا بوده اند در روند تکامل روانی- جنسی خود اختلال پیدا کرده اند. انحرافات مربوط به انزوای کودکی شامل بچه بازی و همجنس گرایی و زنا می باشد که در واقع جبرانی است برای محرومیت های عاطفی دوران کودکی
همجنس گرایی: اغلب هنگامی شروع می شود که در دوران کودکی به فرد تجاوز شود و یا فرد بدآموزیهایی داشته باشد.
شی ء پرستی (جایگزین کردن شی ء بجای دستگاه جنسی طرف مقابل): ممکن است به علت شرطی شدن هیجان جنسی با شیء در دوران کودکی یا نوجوانی به وقوع بپیوندد. مثلا در یک زمان یک شی ء را ببیند و توام با آن خاطره ای که باعث تحریک می شود، بعد از آن با دیدن آن شی ء خاص باعث تحریک او می شود.
ضربه زدن به نشیمنگاه کودک دردی توام با لذت در او ایجاد می کند و در نتیجه در بعضی از کودکان ممکن است سبب بیماری ماسوخیسم (خودآزاری) گردد.
روانکاوان معتقدند: ترس از جنس مخالف، استمناء، شی پرستی جنسی و همجنس گرایی ممکن است به دلیل ترسی باشد که فرد در دوران کودکی، در رابطه با مسائل جنسی و در رابطه با جنس مخالف بخصوص با مادر و محارم پیدا می کند. طبق این نظریه فرد به علت ترس از رابطه با جنس مخالف، با همجنس خود که از آن کمتر می ترسد و بیشتر با آن آشناست رابطه می گیرد.
نقش سازی یا نقش بازی: عبارت است از الگو پذیری، تقلید نمودن و ادای نقش فردی و اجتماعی از طرف دختر با قراردادن زن در آن فرهنگ به عنوان الگو و ازطرف پسر با پذیرفتن آن فرهنگ خاص به عنوان سرمشق و الگو.
این الگوپذیری و نقش پذیری شامل نحوه تکلم، حرکات، تفریح و بازی، پوشیدن لباس و آرایش و بسیاری از رفتارهای دیگر می شود. ممکن است عدم موفقیت در گرفتن نقش صحیح جنسی سبب اختلال جنسی گردد.
عواملی که سبب عدم موفقیت می شوند:
1- نداشتن خصوصیات جسمانی کافی و لازم: مثلا پسری که ساختمان بدنی زنانه دارد نسبت به پسری که دارای ساختمان جسمی قوی است نقش جنسی مردانه را دشوارتر به خود می گیرد.
2- فشار اجتماعی و خانوادگی فرد برای نقش پذیرفتن به او فشار می آورد. مثلا اگر توقعات جامعه و بخصوص خانواده، شدید اً با امکانات جسمی و روانی کودک در نقش پذیری جنسی مغایر باشد، کودک دچار تعارض می شود و درنتیجه زمینه انحراف را آماده می سازد.
3- فقدان الگوی صحیح مرد یا زن در خانواده: معمولا این الگو شامل پدر و مادر می باشد، که آن ها همانند سازی جنسی کودک را شکل می دهند. اگر در جریان رشد، پسر نتواند با پدر خود به درستی و به اندازه کافی همانند سازی سالم جنسی نماید یعنی از او الگوی نادرستی بیاموزد یا امکان الگوسازی از پدر (در صورت نبود پدر) را نداشته باشد، امکان انحراف جنسی در او ایجاد می شود.
4- یکی از علل انحرافات جنسی: جهالت و عدم دانش صحیح در رابطه با مسائل جنسی است، تعداد زیادی از منحرفین جنسی از کسانی بودند که فهم روشن و درستی ازمسائل جنسی نداشته و نیز در دوران کودکی از فهمیدن موضوعات به سختی بازداری، ترسانده و منع می شدند.
5- ترس را از عوامل دیگر انحراف جنسی می توان نام برد، ترس از عهده دار شدن مسئولیت است، کسانی که شخصیت آن ها برای قبول مسئولیت ها و مسائل مربوط به آن رشد کافی نکرده است.
هیات تحریریه کانون دفاع از حقوق کودکان و زنان تهران
|