خانه arrow Articles arrow مقالات arrow علی همتی: حفظ حاکمیت و مصلحت حاکم
علی همتی: حفظ حاکمیت و مصلحت حاکم PDF Print E-mail
۱۵ تير ۱۳۸۷
Sunday, 06 July 2008

 

در دویچه‌وله گزارشی از مریم انصاری را خواندم. در ابتدا گوشه‌هایی از آن را نقل قول می‌کنم تا این مقدمه این امکان رو ایجاد کند که حرفی که بارها گفته بودم رو مجدد، اما این بار در یک جا بنویسم. (لطف کرده پیش از خواندن تمام متن، درباره نوشته قضاوت و داوری نکنید.)

مهدی خلجی (پژوهشگر): «فقها وقتی به قدرت می‌رسند، دیگر صرفن روحانی نیستند، بل‌که ملاحظات غیرفقهی بسیاری را در نظر می‌گیرند و در حقیقت مصلحت حکومت برای آن‌ها دست‌کم هم‌عرض و هم‌طراز احکام شریعت اهمیت پیدا می‌کند. مثلا خود آقای خمینی را اگر در نظر بگیرید، وقتی ایشان به قدرت رسید، دیگر برایش مهم نبود که صرفا احکام شریعت اجرا شود. برای وی مهم بود که قدرت، توانایی و کارآمدی حکومت اسلامی حفظ بشود. در نتیجه چیزی را به‌عنوان مصلحت نظام ابداع کرد و با الهام از فقه اهل تسنن این مفهوم را یکی از پایه‌های تصمیم‌گیری در جمهوری اسلامی قرار داد.

آقای خمینی در سال ۴۲، در واکنش به انقلاب سفید شاه، یکی از مواردی که رسما با آن مخالفت کرد و به آن خاطر در برابر شاه ایستاد، مسئله‌ی حق رای زنان بود. او معتقد بود که طبق شریعت اسلام بر زنان حرام است که در انتخابات شرکت کنند. این حرفی است که آقای خمینی رسما زده و در کتاب‌هایش نوشته و در صحیفه‌ نور هم هست. منتها وقتی انقلاب می‌شود، آقای خمینی می‌گوید واجب است که زن‌ها در انتخابات شرکت کنند. یعنی یک حرام تبدیل می‌شود به واجب! این حکومت دینی، دنیاگرایی خاص خود را دارد.

اگر جمهوری اسلامی بخواهد طبق فتوای فقها در مورد حقوق زنان عمل کند، وضعیت زن‌ها از این چیزی که هست به مراتب بدتر خواهد شد.خوشبختانه جمهوری اسلامی براساس نظر اکثر فقها عمل نمی‌کند. یعنی براساس نظر اکثر فقها آمدن زن، پدیدارشدن زن در تلویزیون حرام است و بسیاری از مسایل دیگر. چه در مسئله طلاق، چه حضانت، چه در احکام مجازات. خوشبختانه نظر فقها در نظام حقوقی اعتبار چندانی ندارد. آنچه در درون همین جمهوری اسلامی تأثیرگذار است، قدرت‌های اجتماعی هستند. اگر نهادهای مدنی، نهادهای دفاع از حقوق بشر، حقوق زنان، نهادهای دفاع از حقوق کودکان و مدافع زندانیان سیاسی و نظایر این‌ها، قدرت پیدا کنند و به عامل اجتماعی‌ای تبدیل شوند که حکومت ناچار به در نظر گرفتن آن شود، آن‌گاه این نیروی اجتماعی می‌تواند مسائل را عوض کند، چه فقها بپسندند، چه نپسندند. یعنی تا الان هم اگر می‌بینید بعضی از قوانین به نفع زنان یا به نفع حقوق بشر تغییر کرده، به دلیل این نبوده است که یک موقعی مثلن فقها رأیی داده یا فتوای‌شان عوض شده است. نخیر! جامعه فشار آورده است. اگر در ایران، جامعه‌ ایران، نهادهای مدنی ایران، ضعیف‌تر از آن‌چه الان هستند بودند، در ایران یک حکومت طالبانی تشکیل می‌شد. اول فقها و کشیش‌ها فتوا ندادند که بعد جامعه حرکت بکند. بل‌که برعکس. جامعه نیرومند می‌شود، کشیش‌ها و فقها عقب‌نشینی می‌کنند!»

توجه داشته باشید که اخلاص در بنده‌گی یعنی تمام جهت‌گیری‌های زنده‌گی، سمت و سویی الهی پیدا کرده و همه‌ی کارها فقط برای رضای خدا و تقرب به او انجام پذیرد. انجام هر عمل، هم باید نیت خالص الهی داشته باشد، و هم باید مطابق با شکلی که الله فرمان داده است، انجام شود! یعنی شرط اول را حسن فاعلی و شرط دوم را حسن فعلی می‌گویند. اگر کسی نماز می‌خواند، هم باید نماز را برای تقرب الهی و رضای او انجام دهد، و هم آن را مطابق با دستور الله به‌جای آورد. حسن فعلی به‌دنباله‌ی حسن فاعلی است. اگر کسی در حقیقت هم با الله خالص است و رضایت او را می‌جوید، نماز را انجام دهد اما به شکل دیگری جز روشی که الله فرمان داده که آن عمل آن‌گونه انجام شود، اولین قدم در دوستی با الله را بر نداشته است.

دوستان، معارف اسلامی و دین می‌گوید هر عملی از بر اساس اطاعت از خدا نباشد، نابه‌جا و غلط است. باید کارها و رفتارهای خود را تنها به‌قصد اطاعت از خدا و برای کسب رضایت خدا انجام داد. روی آوردن به جهتی جز جهت او مانند پذیرش سرپرستی جز او، شرک و بت‌پرستی خواهد بود. ریشه شرک جدید این‌ست که در عین قبول وجود خدا، دستورات او را در متن زنده‌گی و نحوه‌ی زنده‌گی اجتماعی، روابط سیاسی و اقتصادی وارد نکرده باشیم. بعد اجتماعی توحید عملی این است که باید مناسبات سیاسی و اقتصادی و روابط فرهنگی را منطبق بر احکام الهی و اسلامی و تنها در جهت رضای خدا تنظیم نماییم.

آقای بهجت (آیة الله العظمی محمد تقی بهجت حفظه الله) در توضیح المسائل‌شان توضیح دادند که اسلام تمام اهل کتاب از جمله ارمنى، مسيحى، كليمى، يهودى و زرتشتى و... را نیز به عنوان کافر می‌شناد. (به پایگاه اطلاع رسانی آیت‌الله مراجعه کنید) یا مسلمانى (یا کسی که در خانواده اسلامی به دنیا آمده باشد) كه به دين ديگر بپيوندد، حكم او مرتد فطرى است كه « وجوب قتل و جدا شدن زوجه اش و تقسيم مالش بين ورثه » از جمله احكام مرتد فطرى است و در آخرت نيز اهل عذاب است. (بند 378 و 379)

لغو قانون سنگسار نشان می‌دهد که جمهوری‌اسلامی پاراگراف اول را اجرا نمی‌کند! چرا که انجام هر عمل، هم باید نیت خالص الهی داشته باشد، و هم باید مطابق با شکلی که الله فرمان داده است، انجام شود تا مایه نشاط و شادی و پذیرش او قرار گیرد، نه به شکل دیگری اجرا شود. روابط اقتصادی و سیاسی ایران با کشورهایی مانند چین، کوبا، ویتنام و حتا آلمان، ایتالیا یا... نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی پاراگراف دوم را نیز رعایت نمی‌کند! چرا که مناسبات سیاسی و اقتصادی و روابط فرهنگی و نحوه‌ی زنده‌گی را تنها در جهت رضای الله و منطبق بر احکام الهی و اسلامی و تنظیم نمایند.

جنبش زنان درمورد خواست برابری دیعه و خواست برابری ارث، لغو این حکم یا آن و خواست برابری زنان و مردان و غیره با ریشه‌ی نظام سنتی درمی‌افتد. فقها نیز بر اساس جامعه حرکت جامعه و نیرومندی آن، درباره آن تصمیم می‌گیرند که مبارزه با اسلام است یا لازم به تغییر و تجدید نظر در برخی قوانین آسمانی است. دوستان، منظور من از این حرف‌ها چیست؟ اثبات این حقیقت که تنها دقدقه‌ی فکری جمهوری‌اسلامی مصلحت نظام و حفظ حاکمیت جمهوری اسلامی است. زمانی زرتشتى و... کافر است، و زمانی تولد زرتشت را تبریک می‌گویند. وجوب قتل را اعلام می‌کنند و حذف می‌کنند! حرام را واجب می‌کنند و واجب را حرام! زمانی حفظ حاکمیت و مصلحت نظام می‌طلبید عکاسی از تخت جمشید ممنوع باشد، زمانی نیاز به احساسات ملی و مصلحت نظام می‌طلبد که کوروش را شبانه‌روز در رسانه‌ها پخش کنند.

فشارهای بین‌المللی به اضافه‌ی خواستی که در جامعه وجود دارد برای لغو قانون سنگسار، موجب می شود که حکم سنگسار تعلیق شود یا نشود. هیچ گذری مدنظر حکومت نبوده و نیست. منافع نظام و حفظ حاکمیت باعث اجرای تصمیم‌ها می‌شود، نه حرکت در راستای رسیدن به جامعه اسلامی نوین یا سنتی یا... بله دوستان، قدرت مدنی جامعه است که تعیین می‌کند بنا بر مصالح نظام حرام به حلال تبدیل شود. برای مثال، تکلیف قوانین نابرابر میان حقوق زن و مرد با خواست و فشارهای داخلی تعیین می‌شود. این حرف درست است که اگر در جامعه ایران نهادهای مدنی، نهادهای دفاع از حقوق بشر، حقوق زنان، نهادهای دفاع از حقوق کودکان و مدافع زندانیان سیاسی و نظایر این‌ها، قدرت پیدا کنند و به عامل اجتماعی‌ای تبدیل شوند، حکومت ناچار به در نظر گرفتن آن خواهد شد. بله، اگر جامعه‌ ایران ضعیف‌تر از آنچه الان هستند بود الان در ایران یک حکومت طالبانی تشکیل می‌شد! نهادی چون نهاد فقاهت که حافظ ارزش‌های سنت و حافظ نظام فکری پیشینیان است، به فکر گذر یا گذار نباشید. آن‌ها هرگز نمی‌توانند موتور محرکه‌‌ای باشند! نهاد فقاهت در اساس، رو به گذشته است. باید دست به زانوی خود گذاشت و با نیروی درونی خود به سمت جلو حرکت کرد.

در پایان، دوستان باور کنید « تا زمانی‌که نیاموزیم که منافع طبقاتی این یا آن گروه را در پشت عبارات اخلاقی، مذهبی، سیاسی و اجتماعی و وعده‌های آن‌ها جستجو کنیم، در سیاست ما همواره قربانیان فریب و خود فریبی خواهیم بود!همواره مدعیان آرمان، علایق اقتصادی و اجتماعی خود را در پس این ادعاها پنهان می‌کنند. موثرترین سلاح، فهم حقیقت است، که با برداشتن حجاب توهمات و برانگیختن احساس نیاز به واقعیت و حقیقت بر مردم، به دست می‌آید.»

 
< Prev   Next >