خانه arrow Articles arrow مقالات arrow صالح دنیوی: "کارخانه پادگان نیست"
صالح دنیوی: "کارخانه پادگان نیست" PDF Print E-mail
۱۸ تير ۱۳۸۷
Tuesday, 08 July 2008

 

برای کارگران نیشکر هفت تپه و ایران خودرو، برای مقاومت و خواست های انسانی شان.

ماشین در روابط سرمایه دارانه ی موجود، کارخانه ها را به سربازخانه های حقیقی بدل می کند. در آن جا کارگران بدون رضایت خود زیر فرمان اربابان و نمایندگان آنان که مجری قدرت تسلط مستقیم اربابان بر کارگران هستند قرار دارند. در سرمایه داری، کار چیزی جز ماشین تولیدکننده ی ارزش اضافی برای ارباب و کارفرما نیست. در این سیستم از کارگر سلب مالکیت شده است تا طبقه ی مالکان و کارفرمایان و بورژواها وجود داشته باشند. کارگر تنها مالک نیروی کارش می شود که برای حیات و ادامه ی معیشتش چاره ای جز فروش آن ندارد. همین که کارگران به عنوان مزدور در جریان کار داخل شوند، از نظر سرمایه دار دیگر جزوی از سرمایه را تشکیل می دهند که درست مانند دیگر عوامل و ابزارهای کار، از عوامل تقویتی سرمایه اش به شمار می روند. این استثمار کارگر از سوی کارفرما در پرتو طولانی بودن ساعات کار روزانه، دستمزدهای بسیار کم و قدرت تولیدی افزایش یافته یعنی تراکم کاری، به دست آمده است. به نحوی که کارگر همه ی قوای خویش را از دست می دهد. در جامعه ی سرمایه داری یک طبقه ی مرفه به فراغت نمی رسد مگر آن که توده ها را مجبور کند که در سراسر زندگانی خود کار کنند. مارکس می گوید: «در عمل، قدرت سرمایه دار یعنی قدرت یک اراده ی خارجی است که فعالیت کارگران را تابع هدف خویش می کند. پس مدیریت سرمایه داری باطناً دوگانه است. زیرا کار مورد نظر از یک سو کاری اجتماعی است که هدفش ایجاد محصول است و از سویی دیگر هدفی شخصی دارد و آن عبارت است از به کار انداختن سرمایه و نزدیک کردن آن به سود. اما صورت مدیریت سرمایه داری، صورتی مستبدانه است. این استبداد به تدریج که تعاون در مقیاس وسیع تری توسعه می یابد صورت های خاصی به خود می گیرد.» در نتیجه هر گونه آرامش، استحکام و امنیت وضع کارگر از بین می رود.

کارگر همواره زیر این تهدید دائمی قرار دارد که سرمایه دار پس از گرفتن ابزارهای تولیدی از دست او مبادا وسیله ی معیشت را از وی دریغ دارد. بدینسان سپاه ذخیره ی صنعتی که تجلی ِ نهایی اش در سپاه بیکاران است به موازات افزایش ثروت اجتماعی و افزایش تعداد طبقه ی کارگر، توسعه می یابد. هرچه سپاه ذخیره (کارگران بیکار) نسبت به سپاه فعال (کارگران مشغول به کار) بیشمارتر باشد، تعداد بیشمار مردمانی که بی نوایی آنان رابطه ی معکوس با کارشان دارد بیشتر خواهد شد.

قدرت توانایی و استبداد اربابان بر کارگران کارخانه که زاییده ی توسعه ی کار صنعتی در مقیاس وسیع و لزوم ایجاد مدیریت و مراقبت است لزوم این امر را در پی دارد که مراقبت بی واسطه و دائمی بر کارگران منفرد و گروه های کارگری از این پس به عهده ی نوع خاصی از مزدوران گذارده شود. مدیریت توده های کارگری که همه با هم زیر فرمان سرمایه ی واحد کار می کنند، درست مانند یک سپاه به افسران ارشد (مدیران) و درجه داران (مراقبان، سرکارگران و حراست کارخانه) نیازمند است و اینان در جریان کار به نام سرمایه بر کارگر فرمان می رانند. کار مراقبت بدین سان وظیفه ی مختص و  انحصاری این گروه را تشکیل می دهد. این گروه مزدوران در خدمت سرمایه اند و به اصطلاح عوامل اجرایی سرمایه را تشکیل می دهند.

نباید در چاله چوله های اقتصاددانان نظام سرمایه داری حاکم و ایدئولوگ های سرمایه سالار اسلام سیاسی بیفتیم و همگام با آنان این نابسامانی ها و هرج و مرج ها و پایمالی حقوق انسانی را ناشی از عدم توسعه و سوءِ مدیریت و عواملی از این دست بدانیم چرا که: استثمار، خشونت و هرج و مرج ذاتی سرمایه داری اند.

طبقه ی کارگر بر اثر یک تحول مدت دار به وحدت خواهد رسید، تحولی که در ضمن آن دعوت به استیفای حقوق خویش، نقش مهمی را بازی می کند. این دعوت عامل مهمی است برای تبدیل کردن آنان به «شما» یعنی به «یک توده ی انقلابی متحد». در تشکیل آگاهی طبقاتی کارگری، مبارزه برای حقوق نقش مهمی بازی می کند همچنان که «نیاز به زندگانی بهتر» که کارگران از آن محرومند، در این میان نقش داشته است. این نیاز هنگامی بر کارگران به نحوی روشن آشکار می گردد که آنان زمان طولانی کار را که برای تولید حداقل معیشت خود احتیاج دارند با جلال و شکوه بورژوازی فارغ و آسوده، مقایسه کنند. به استناد مانیفست کمونیست مارکس و انگلس طبقه ی کارگر یعنی طبقه ای که بتواند در مسیر منافع کارگران قدم بردارد فقط هنگامی که به نحوی قطعی ساخته می شود که علاوه بر نقش واحد و مشترک در تولید (که همه ی کارگران دارند) و دارا بودن منافع اقتصادی مشترک (که همه ی کارگران دارند)، از همبستگی طبقاتی نیز برخوردار باشند. پس آن چه باید مدنظر کارگران و فعالین کارگری و کمونیست ها باشد، این است که: باید بین کارگران همبستگی برقرار باشد و این همبستگی باید در تمام سطوح ایجاد گردد.

                                                                                                                                         

 
< Prev   Next >