|
دست نوشته ای از رفیق شراره رضایی به نام کودک اعتیاد |
|
|
|
|
Saturday, 12 July 2008 |
|
گم شد
در میان هجوم خاکستری دود
صورت کوچکش
که سیاهی می زد
از اعتیاد!
و به زردی
از غم نان!
و
سطلی که قی می کرد، پدر
در آن
فقر و تباهی را
که میراث خوار آن بود!
و
زرورق های براق
آماده می شد تا
زندگی را
به بازی بگیرد!
و
زنی
که حل می کرد
نخودِ سیاهِ تریاک، در اشک!
تا سر بکشد
طعم خوش بی خیالی!
و
فال حافظ
در دستان کودک
پیش گویی می کرد
تکرار پدر را
که "دنیای نابرابر" به او هدیه داده بود!
|