خانه arrow Articles arrow مقالات arrow رفیق نگار نجفی: فیلتر شدن!
رفیق نگار نجفی: فیلتر شدن! PDF Print E-mail
۰۳ مرداد ۱۳۸۷
Thursday, 24 July 2008

نمي‌خواهم اين گِلِه‌ي كليشه‌اي را تكرار كنم كه چرا در مملكت ما عده‌اي «از ما بهتر» به جاي همه‌ي ما تصميم مي‌گيرند كه چه بخوانيم، يا چه ببينيم، يا چيزي از اين قبيل. تنها مي‌خواهم به ماهيت خود فيلتر شدن بپردازم تا ببينيم اين شكل سركوب چگونه بر مبارزه‌ي ما تاثير مي‌گذارد و ما بايد در مقابل آن چه كنيم.

بياييد فيلتر شدن را با زنداني شدن مقايسه كنيم. وقتي بر فرض نگار را دستگير مي‌كنند، نمي‌گذارند كه او حرف بزند. جلوي دهانش را مي‌گيرند. رابطه‌ي او را با بيرون قطع مي‌كنند. اين روال معمول سركوب در جامعه‌اي بود كه هنوز وارد عصر ارتباطات نشده بود، يا به عبارتي هنوز وارد عصر سرمايه‌داري پيشرفته نشده بود.

اما فيلتر شدن! وقتي آزادي ـ برابري را فيلتر مي‌كنند، جلوي دهان آزادي ـ برابري را نمي‌گيرند، بلكه جلوي چشم‌هاي مخاطبان آزادي ـ برابري را مي‌گيرند. اين‌بار خشونت متوجه‌ي مولف نيست بلكه مخاطب را هدف قرار داده است. آن‌ها رابطه‌ي مردم را با بيرون قطع مي‌كنند. اين تفاوت مهمي است چرا كه به ساز و كارهاي قدرت برمي‌گردد و نشان مي‌دهد كه هر چه امكانات مبارزه پيشرفت مي‌كند، يعني هرچه شكل‌هاي مقاومت [در مقابل قدرت] پيچيده‌تر مي‌شود، سركوبگري نيز در شكل‌هاي متفاوت و پيشرفته‌تري ظاهر مي‌شود.

شايد زماني ترجيح مي‌دادند مخالفان را سركوب كنند و آزادي بيان را از آن‌ها سلب كنند. اما اين روزها ترجيح مي‌دهند مردم را در دست داشته باشند. چرا كه مغز همه‌ي مردم را راحت‌تر از دهان يك مبارز مي‌توان كنترل كرد. چرا كه نبايد منش رياكارانه‌ي سرمايه‌داري (و البته سرمايه‌داري اسلامي) كه ادعاي حقوق بشر و انسانيت دارد رو بشود. چرا كه اين نظام بايد با كمترين هزينه بيشترين فايده را ببرد. بنابراين ترجيح مي‌دهند مردمي را كه به نوعي در جايگاه مخاطب قرار دارند تحت سلطه و مراقبت داشته باشد. با اين كار مخالفان به حاشيه رانده شده و در انزوا فراموش خواهند شد. بدون اينكه خوني ريخته شود. بدون اينكه وجهه‌ي خود را خدشه‌دار كنند. سركوبي از اين گسترده‌تر و عميق‌تر را مي‌توانيد تصور كنيد؟ زماني مي‌گفتند مرگ مولف آزادي مخاطب را به همراه مي‌آورد، اما آيا هنوز هم مي‌توانيم به اين باور پست مدرن دل خوش كنيم؟ درست است كه اگر زماني مرگ مولف (يا همان سوژه) به طور كامل عملي شود، آن‌ها ديگر كسي را به زندان نخواهند انداخت، اما در مقابل، از دنيا زندان خواهند ساخت، همان‌طور كه چنين كرده‌اند. اين روزها مهم نيست در چه كشوري زندگي مي‌كنيد، تا وقتي كه نظام سرمايه‌داري پابرجا باشد، شما متناسب با فرهنگ‌تان سركوب مي‌شويد. در جوامع صنعتي يك جور، در جهان سوم و در حال توسعه يك جور ديگر.

فيلتر كردن دقيقا در جهت معكوس زنداني كردن حركت مي‌كند. اما هر دو به يك نتيجه مي‌انجامند: سركوب. تفاوت آنها تنها مانند تفاوت گاوآهن و تراكتور است. من مي‌توانم تضمين كنم زماني فراخواهد رسيد كه در ايران زنداني سياسي نخواهيم داشت، حتا اگر همين نظام روي كار باشد؛ اما نمي‌توانم باور كنم كه رها خواهيم شد تا زماني كه اين نظام روي كار باشد. اين مسئله برمي‌گردد به استراتژي‌اي كه قدرت‌ها در همه‌ جاي جهان در پيش گرفته‌اند و گرچه در ظاهر متفاوت است اما باطنا در همه جا يكي است. آن‌ها سخن خود را در همه جا پراكنده كرده‌اند. وقتي مولف مرده است، هر مخاطبي مي‌تواند هر برداشتي كه دارد بكند، او ظاهرا آزاد است، اما در واقع تنها مي‌تواند در چارچوبي كه سخن مسلط براي او تعيين كرده است فكر كند. نقشي كه فيلترينگ ايفا مي‌كند همين چارچوب بندي است، اما به شيوه‌اي خشونت‌آميز. هر چند كه نسبت به گذشته‌ي ما و در مقابل زندان و شكنجه بسيار ملايم‌تر است، اما نسبت به اكنون ِ اروپا هنوز تا حد زيادي مرتجع و ظالمانه است.

در كل اين اقدامات سعي دارند از سطح تماس مردم بكاهند، و اصطكاك روابط آنها را از بين ببرند. مي‌خواهند تعاملات ما را در حد خودارضايي محدود كنند. قصد دارند امر شخصي را بر امر عمومي ارجحيت ببخشند. در نهايت همه چيز به مرگ سوژه‌اي مي‌انجامد كه كارش مبارزه براي تغيير است، امر سياسي محو مي‌شود، اما قدرت همواره باقي مي‌ماند. ما هر كاري كه مي‌كنيم بايد سعي كنيم مانعي باشيم بر اين اهداف كه مهم نيست از پيش تعيين شده‌اند يا حكومت ناخودآگاهانه آن را دنبال مي‌كند؛ آنچه اهميت دارد اين است كه اين اهداف دنبال مي‌شوند تا رهايي ما محقق نشود. بنابراين ما چاره‌اي نداريم كه در اين دنياي ويژه، با سلاحي بجنگيم كه همين دنيا در اختيار ما گذاشته است. ما بايد مبارز ِ زمان خود باشيم. ما بايد همه جا نفوذ كنيم، در هر لايه، در هر سطح، در هر شبكه، ما بايد به همه چيز و همه كس سرايت كنيم. شايد تسخير مناسب‌ترين ايده‌ باشد براي مبارزه‌اي كه در پيش داريم.   

 
< Prev   Next >