|
آن تالبوت
11 آگوست 2008
منبع : برنامه ی جهانی سوسیالیسم. نشر کمیته ی بین الملل ِ
چهارم.
مترجم: امین قضایی
www.wsws.org
جنگی که هفتم آگوست بین روسیه و گرجستان ، جمهوری سابق شوروی
، آغاز شد در پایان هفته شدت گرفت. مطابق
تخمین های هر دو طرف جنگ، حدود 2000 نفر کشته شده اند. بر اثر حملات زمینی و هوایی
، ده ها هزار نفر زخمی یا از خانه های خود آواره شده اند.
رژیم مورد حمایت آمریکا در تفلیس ( پایتخت گرجستان) سه شنبه
هفته پیش نیروهای خود را به اوستیای جنوبی اعزام کرد تا پایتخت
تسیخینوالی را بمباران کرده و کنترل خود را بر منطقه ی جدا شده دوباره بدست
آورد.منطقه ای که از زمان فروپاشی شوروی در سال 1991 ، از یک خودمختاری غیررسمی
برخوردار بوده است. روسیه نیروهای "حافظ صلح" را که متحد روسیه برعلیه
رئیس جمهوری گرجستان میخائیل ساکاشویلی هستند را در منطقه مستقر کرده
است.
گرجستان در برابر پاسخ گسترده ی نظامی روسیه ، ادعا نمود که
نیروهای خود را از اوستای جنوبی بیرون کشیده است. نیروهای روسیه اکنون کنترل
تسیخینوالی ، پایتخت جمهوری را در اختیار دارند.
در پس این مواجهه نظامی ، تلاش امپریالیسم آمریکا برای منزوی
کردن روسیه و برقراری هژمونی امریکایی بر منابع انرژی در آسیای مرکزی و انتقال آن از طریق قفقاز نهفته است که از
رژیم ساکاشویلی به عنوان آلت دست خود استفاده می کرد. طبقه ی حاکم روس، برای منافع
خود ، در پی کنترل دوباره ی خود بر منطقه ای هستند که پیش از فروپاشی شوروی به مدت دو قرن تحت حکومت مسکو بوده است.
نیروهای روسی در آنسوی مرزهای اوستای جنوبی حملات خود را
آغاز کردند ، از جمله حملات هوایی به شهر گرجستانی گوری (Gori ) که بر طبق گزارش ها ، 60 شهروند را در دو
آپارتمان کشت. گزارش هایی مبنی بر بمباران خطوط نفتی باکو – تفلیس – سیحون توسط جت
های روسی وجود دارد که البته موفق نشدند آسیبی وارد کنند. ناوگان دریای سیاه روسیه
، شروع به محاصره بندر گرجستانی پوتیPoti کرده است ، این بندر
یکشنبه توسط جت های روسی مورد حمله قرار گرفت. فرودگاه تفلیس و تاسیسات نظامی
نزدیک فرودگاه نیز مورد حمله ی هوایی قرار گرفته است.
حداقل دو سرباز روسی کشته شده است. گرجستانی ها ادعا می کنند
که شش جت روسی را سرنگون ساخته اند.
تا یکشنبه خطر گسترش جنگ به بخش های دیگر قفقاز نیز وجود
دارد. همانطور که نیروهای آبخازیا ، جمهوری خودمختار تحت حمایت روسیه ، به مواضع
گرجی در Kodori Gorge کدری گرجی ِ علیا ، حمله کردند. گزارش رسیده است که
جت های روسی از نیروهای زمینی آبخاز حمایت می کنند.
معاون دبیر کل "حافظ صلح" ِ سازمان ملل می گوید :
"در این لحظه ما نگران هستیم که جنگ از اوستیای جنوبی به آبخاز کشیده
شود"
جنگ در سه جبهه در مرز آبخازی ، اوستیای جنوبی و منطقه ی
گالی و زودگیگی ، در اثر حملات نیروهای روس و حامی آن گشوده شده است. رئیس جمهوری
گرجستان ، ساکاشویلی در خواست آتش بس کرده و از نیروهای بین الملل خواست تا مسیر
امنی برای انتقال زخمیان و غیرنظامیان بازکند.
آوارگانی که به روسیه گریختند توصیف می کردند که تسیخینوالی
و روستاهای حومه توسط موشک های گراد Grad و تانکهای نیروی گرجی به شدت بمباران می شد.
آنها از شقاوت و بی رحمی نیروهای گرجی برعلیه مردم غیرنظامی خبر می دادند.
بروز جنگ بین روسیه و گرجستان نقطه ی اوج تنش هایی است که مدت مدیدی رو به
فزونی بود. این تنش ها را تنها می توان با رجوع به سیاست خارجی آمریکا در قبال
جمهوری های سابق شوروی و یوگسلاوی سابق درک کرد.
واشنگتن ، در پی فروپاشی شوروری ، با منزوی کردن روسیه و
کوتاه کردن نفوذ آن بر منطقه تحت نفوذ شوروی سابق در آسیای مرکزی و اروپای شرقی ،
سیاست ِ تضعیف روسیه را پیش گرفت. تجزیه یوگسلاوی به تشویق نیروهای آمریکایی و
اروپای غربی ، بیش از هرچیزی اقدامی بود برعلیه مسکو که بلگراد را یک متحد مهم خود
می دانست. این اقدام در سال 1999 با حملات هوایی ناتو تحت رهبری آمریکا برعلیه
صربستان به نقطه ی اوج رسید و با سرنگونی رژیم میلوسویچ در سال 2000 ادامه یافت که
اولین "انقلاب های رنگی" تحت مدیریت آمریکا در این دهه بود .
ساکاشویلی انقلاب به اصطلاح مخملی ِ سال 2003 به قدرت رسید.
این انقلاب هم مانند انقلاب نارنجی در اوکراین ، با نقشه ی آمریکا برای ایجاد یک
رژیم حامی آمریکا در زیرگوش ِ روسیه بود.
ادوارد شوآرتزانگه مجبور به استعفاء شد و جای خود را به
گروهی از سیاست مداران جوانتر داد که جزو دست پرورده های او بودند. ساکاشویلی یکی
از آنها بود. او یک وکیل تحصیل کرده در هاروارد بود که خود را شخصیت مناسبی برای
مرد حامی آمریکا در قفقاز معرفی کرد با این ماموریت که تدابیر اقتصادی بازار آزاد
را معرفی کرده و از خط نفتی حیاتی ِ باکو- تفلیس – سیحون و از خط گاز باکو –
ارزروم حمایت کند.
از زمان تغییر رژیم با نقشه آمریکا در گرجستان ، واشنگتن
سیلی از کمک های نظامی و 160 مشاور نظامی جهت ساخت نیروهای ارتشی را به آن کشور
گسیل کرد.
سیاست آمریکا در
قبال گرجستان بخشی از استراتژی عضویت جمهوری های سابق شوروی در ناتو ، ایجاد
پایگاه های نظامی ، و نصب سیستم های دفاعی ضد موشکی در مرزهای روسیه است. ایالات
متحده در جمهوری های سابق شوروی و دول حوزه ی بالتیک ، پایگاه های نظامی ایجاد
کرده است.
رئیس جمهور بوش ، به ساکاشویلی وعده عضویت در ناتو را تا قبل
از پایان سال داد. اما متحدین ناتوی ِ
واشنگتن در اروپای غربی چون این حرکت را تحریک غیرضروری روسیه می دیدند و برای
دفاع از منابع انرژی خود، ازهرگونه پذیرش زودهنگام ِ گرجستان در ناتو خودداری
ورزیدند.
تنش بین روسیه و گرجستان در موضع ِ اوستای جنوبی و آبخازیا
با اعلام استقلال ِ کوزو از صربستان در
اواخر فوریه وخیم تر شد.
واشنگتن نخستین محرک برای جدایی کوزوو بود که با نقض برخی از
توافقات بین المللی انجام پذیرفت. رئیس جمهوری روسیه ولادیمیر پوتین ، در آنزمان
تهدید کرد که از سابقه ی جدایی کوزوو در حمایت از جدایی طلبی ِ آخبازی و اوستیایی
از گرجستان استفاده خواهد کرد و اندکی بعد ، روسیه به شهروندان این دو جمهوری
اسماً گرجی ، گذرنامه های روسی اهدا کرد.
بروز برخورد نظامی بین روسیه و گرجستان با توجه به ویژگی تحریک آمیز و به
شدت تهاجمی ایالات متحده در منطقه و اهداف توسعه طلبانه و ملی گرای رژیم پوتین در
مسکو ، چاره ناپذیر بود. در اینکه ایالات متحده برای حمله به اوستیا به تفلیس چراغ
سبز نشان داده ، شک چندانی وجود ندارد. حمله ی گرجی ها به اوستیا تنها چندهفته بعد
از ملاقات وزیر امور خارجه ی ایالات متحده ، کاندولیزا رایس، با تفلیس و گفتگو با ساکاشویلی صورت گرفت. رایس در این
ملاقات روسیه را محکوم کرده و بر حمایت آمریکا از عضویت گرجستان در ناتو تصریح
کرد.
ایالات متحده ، بعد از بروز جنگ در هفته اخیر ، با بازگشت
2000 نیروی گرجی به خانه که سومین نیروی ائتلافی بزرگ در عراق بودند، موافقت کرد.
واکنش ایالات متحده و متحدین اروپای غربی به نبرد بین روسیه
و گرجستان کاملا دوجانبه و ریاکارانه بوده است. بوش که برای بازی های المپیک در
پیانگ اقامت دارد ، روز شنبه از روسیه
خواست تا به بمباران پایان دهد. او با حمایت از فراخوانی ساکاشویلی برای آتش بس
اعلام نمود "گرجستان یک ملت مقتدر است و تمامیت ارضی آن باید مورد احترام باشد".
او از طرفین خواست به مواضع خود در ششم اگوست بازگردند.
اما ایالات متحده باوجود تهاجم و اشغال ِ عراق و افغانستان و حمایت از جدایی کوزوو از
صربستان نمی تواند برای نگرانی از حاکمیت و تمامیت ارضی گرجستان عذری داشته باشد.
سناتور ، باراک اوباما ، نامزد دموکرات برای ریاست جمهوری
ایالات متحده ، در یک اظهارنظر تقریبا به همان نحو پاسخ گفت:"من تهاجم روسیه
را محکوم کرده و بر آتش بس فوری و بی قید و شرط تاکید می کنم." او همچنین از
روسیه خواست تا نیروهای زمینی خود را از گرجستان بیرون بکشد.
جان مک کین نامزد جمهوری خواه نیز روسیه را برای جنگ سرزنش
کرد و گفت : "سالهاست که من هشدار داده ام که روسیه با اعمال خود ، به حاکمیت
همسایگانش لطمه می زند"
یک اظهار نظر از اتحادیه اروپا هم همین لحن را دارد:
"بر پایبندی به حاکمیت و تمامیت ارضی گرجستان تاکید نهاده و از روسیه خواست تا
به مرزهای گرجستان احترام بگذارد."
کاملا مشخص است که ایالات متحده و رژیم عامل آن در گرجستان
در محاسبات خود در حمله هفته ی اخیر به اوستیای جنوبی اشتباه کرده اند. پاسخ نظامی
سریع و گسترده ی مسکو مسلما هر دوی آنها را متعجب ساخت. روسیه از تحریک گرجستان
برای تحکیم ِ کنترل خود بر جمهوری های منشعب شده ی اوستیا و آبخازیا به نفع خود
بهره برد و توانایی و آمادگی خود را در استفاده از نیروی نظامی جهت تامین منافع
رژیم ملی گرای خود در کرملین را نشان داد.
وزیر امور خارجه ، سرگی لاورف ، شنبه با یک حمله ی ظریف به
ایالات متحده گفت :"به نظر من کسانی که برای گرجستان تسلیحات نظامی فراهم
کرده بودند ، باید خود را به جهت از دست رفتن جان غیرنظامیان از جمله بسیاری از
شهروندان روس و حافظین صلح ، سرزنش کنند.من فکر می کنم کسانی که مقاصد ِ تهاجمی
ساکاشویلی را لاپوشانی کردند و کمک نمودند تا در میان رهبری گرجستان احساس بخشودگی
ایجاد شود، باید دوباره فکر کنند"
وقوع جنگ در قفقاز از جمله تهدید مواجهه ی نظامی مستقیم بین
آمریکا و روسیه – دو قدرت بزرگ هسته ای –به
صورت وضعیتی فوق العاده جنجال برانگیز و وخیم در روابط بین الملل بازتاب یافت.
تشدید تنازعات بین قدرت های بزرگ ، خود ماحصل تعمیق ِ بحران اقتصادی سرمایه داری
جهانی است که بیش از همه ، در افول موقعیت اقتصادی ایالات متحده در جهان خود را
نشان می دهد. سیاست خارجی تحریک آمیز و بی
احتیاط ِ ایالات متحده و اتکای روزافزون آن به خشونت نظامی ، مرتبط است با تلاش طبقه ی حاکم آمریکا برای
جبران افول اقتصادی با استفاده از تداوم سلطه ی نظامی.
طبقه ی حاکم روسیه ، برای منافع خود ، می خواهد از منابع
نفتی تازه کشف شده برای ترویج جاه طلبی امپریالیستی خود در منطقه ی سابقا نفوذ
شوروری ، استفاده کند در حالیکه شووینیسم بزرگ روسی را در مرزهای خود تحریک می
کند.
نبرد در قفقاز که بذرهای آن در کشمکش های گسترده تر کاشته
شده است ، شبح ِ وقوع یک جنگ جهانی امپریالیستی را ظاهر ساخته است. دیمیتری ترنین
، مقام ارشد کنگره ی اعطای جایزه ی صلح بین الملل ونایب مدیر مرکز آن در مسکو ، با اشاره به حوادثی در ماه جون در سال 1914
درپی ترور دوک فردیناند رخ داد و دو ماه بعد منجر به جنگ جهانی اول شد، در وب سایت
واشنگتن پست هشدار زیر را می دهد :
"تا کنون هر گامی که در درام قفقاز برداشته شده ، نبرد
در یک سطح بالاتر بوده است ، گام بعدی در حیطه ی قفقاز یا حتی اروپا نخواهد بود.
سلاح های اگوست Guns of August را به خاطر آورید."
|