|
12 آگوست 2008
منبع : برنامه ی جهانی سوسیالیسم. نشر کمیته ی بین الملل ِ
چهارم.
www.wsws.org
ترجمه: امین قضایی
مراسم افتتاحیه 2008 المپیک بیانگ چین در روز جمعه اخیر ، سرمایه گذاری 100 میلیون دلاری ( دلار آمریکا) حزب
کمونیست چین ( CCP) در روابط عمومی بود تا تصویر
خود را به عنوان رژیم حامی ِتجارت که مدتهاست سنت " سوسیالیستی" یا "انقلابی" خود را انکار کرده را
بازآرایی کند.
تاریخ پنج هزار ساله ی چین به صورت حماسی از افسانه های نخستین تا عصر مدرن در حضور نود
هزار تماشاگر در استادیوم تازه تاسیس ِ "آشیانه ی پرنده" به نمایش
گذارده شد. جشنواره ی نور ، رنگ و نمایش ، از جمله نمایش عظیم آتش بازی ، حدود بیست هزار
اجراکننده را به خدمت گرفت. هدف از این ولخرجی و اسراف کامل به نمایش گذاردن فرهنگ
باستانی چین ، ترویج افتخار ملی و اثبات ِ قدرت اقتصادی روزافزون کشور بود.
با یک مرور گسترده ی تاریخی ، از عصر کلاسیک چین خطاطی ، هنر
و اختراع کاغذ ، چاپ ، باروت و قطب نمابا جزئیات قابل توجه نمایش داده شد. اما
نمایش ناگهان به صورت غیرقابل توضیحی ، با ظاهر شدن و فضانوردان چینی و قطارهای
سریع السیر به دو دهه ی اخیر پرش می کند. بحرانی ترین رویدادهای قرن بیستم کاملا
حذف می شود یعنی انقلاب های اول ، دوم و سوم چین در سالهای 1911 ، 1927-1925 و
1949 و دهه های جنجالی حکومت مائو.
به بیش از هشتاد رهبر جهان از جمله رئیس جمهور آمریکا جرج بوش
–که بیشترین تعداد رهبران حاضر در تاریخ المپیک بوده است- به عنوان مهمترین میهمانان در مراسم افتتاحیه
که شاهد نمایش تاریخ و قدرت چین هستند ، خوشآمد گفته شد. ذکر هرگونه نامی از
انقلاب 1949 ، مائو یا سوسیالیسم موجبات
ناراحتی را برای پیانگ فراهم می آورد که می خواهد چین را در میان بزرگترین قدرتهای
سرمایه داری جهان قرار دهد.
CCP ، برای ده ها سال این
داستان را حفظ می کرد که رژیم دولتی – پلیسی او که ابزاری برای سرکوب توده های چند میلیونی در سراسر کشور
بود ، به نوعی نماینده ی سوسیالیسم است. اما اکنون حتی اصلاحات محدودی که انقلاب
1949 به دنبال آورد هم از بین رفته است. این رژیم در بیست سال گذشته ، چین را به
بزرگترین بیگارخانه ی جهان تبدیل کرده است و شکاف اجتماعی عظیمی بین معدودی از
ثروتمندان و صدها میلیون کارگران و دهقانان فقیر بوجود آورده که با چند دلار در
روز یا حتی کمتر ، برای زنده ماندن تلاش می کنند.
بر طبق نظر فوربس Forbes ، ثروت کلی چهارصد تن از
ثروتمندترین مردان چین در سال 2007، 288 میلیارد دلار بود یعنی بیش از دو برابر
رقم 116 میلیارد دلار در سال 2006. مخارج گیج کننده ی 43 میلیارد دلار برای المپیک
، اساسا نشانگر تجلیل طبقه ی حاکم سرمایه
دار جدید از موفقیت خود و نمایش آن به جهانیان است. در همان حال ، پیش از اینکه
بازی ها افتتاح شود ، مقامات میلیون ها کارگر مهاجر و شهرنشینان فقیر را از شهر
پیانگ بیرون راندند. صدها هزار پلیس ونیروی ارتش به خدمت گرفته شدند و سیصد هزار دوربین نظارتی نصب شدند تا مطمئن
شوند که هیچ اعتراضی تصویر دقیقی را که پیانگ قصد نمایش آنرا دارد ، خدشه دار نمی
سازد.
برای بسیاری ، تماشای افتتاحیه جشنواره، می تواند به معنای
نفی کامل دورنمای مائوئیستی باشد . در واقع این نتیجه ی نهایی و منطقی رژیمی است
که از انقلاب 1949 بیرون آمد که نه سوسیالیستی بود و نه کمونیستی. بر جامعه دهقانی
مبتنی بود نه طبقه ی کارگر. رهایی حزب از سوسیالیسم بین المللی ردی است از خط مشی
سیاسی ِ انقیاد حزب کمونیست چینCCP به "حزب بورژوایی ملی و
انقلابی " در انقلاب دوم چین در سالهای 1925 تا 1927 که به چیانگ کایچک اجازه
داد تا جنبش توده ای را در هم بشکند.
حزب کمونیست چین ، با جدایی از هرگونه ارتباط با طبقه ی
کارگر، به ارتش های دهقانی خود در سال 1949 هنگام ورود به شهر دستور داد تا هر
فعالیتی از سوی طبقه ی کارگر را سرکوب کنند. "آزادی" نظامی که از بالا
تحمیل می شد به سرعت به دستگاه های دولتی –
پلیسی تبدیل شد و اولا هدفش حفاظت از مالکیت خصوصی بورژوازی و سپس بوروکراسی حاکم ِ رژیم جدید بود. میلیون ها تن ، تصفیه ،
محبوس یا اعدام شدند ، بیشتر از آن در جریان فجایع اقتصادی مائو هلاک شدند.
ملی کردن صنعت و اشتراکی کردن کشاورزی ، در واکنش به هرج و
مرج اقتصادی ناشی از جنگ کره ، در دهه 50 اجرا شد. حزب کمونیست چین براساس فرمول
ملی گرای استالینی "ساخت ِ سوسیالیسم دریک کشور" در التقاط با
رادیکالیسم دهقانی خود ِ مائو ، اقتصادی خودکفا ایجاد کرد. در نتیجه ی فروپاشی
اقتصادی و قحطی توده ای ، شرایطی فرآهم آمد که عناصر حامی بازار در رژیم مسلط
شوند.
جهت گیری طبقاتی مائو ، به طور مشروح در "انقلاب
فرهنگی" در سال 1966 نشان داده شد. در این انقلاب او بر ضد هر آنچه به جامعه
ی صنعتی مدرن مربوط بود ، اعلام جنگ کرد : طبقه ی کارگر ، علم ، هنر ، آموزش. در
نتیجه ی انهدام اقتصادی و اغتشاش سیاسی ، دخالت ارتش برای سرکوب نارضایتی ها ضرورت
یافت. تا سال 1971 ، مائو در میان تنش با اتحاد جماهیر شوروی و بحران اقتصادی
متعاقب آن، به سمت برقراری مجدد روابط حسنه با ایالات متحده ی تحت رهبری نیکسون
سوق داده شد.
مطمئنا این لحظه ی تاریخی هفته پیش فراموش نشده بود.درست قبل
از افتتاحیه ی مراسم ، بوش پدر ، رئیس جمهور سابق و هنری کسینجر وزیر امورخارجه ی
نیکسون ، در پیانک یک سفارتخانه جدید برای آمریکا افتتاح کردند. به خاطر ملاقات
محرمانه ی کسینجر با پایتخت چین در سال 1971 و نقش ارشد بوش به عنوان یک دیپلمات
سطح بالا در چین در طول این دهه ، رهبران چین آنها را دوستان قدیمی خواندند.
اولین قدم برای گشودن درهای چین برای سرمایه ی خارجی ، در
دوره ی زمامداری مائو رخ داد ، اما بعد از مرگ او ، در دوره ی دنگ زیائوپینگ به شدت گسترش یافت. حزب کمونیست چین حتی با رها
کردن تظاهر به نمایندگی ِ سوسیالیسم هرچه بیشتر به ملی گرایی چینی متکی می شود که
ابزاری است برای مدیریت تنش های حاد اجتماعی و بنیانگذاری
پایگاه اجتماعی در میان طبقه ی متوسط رو به ظهور. میلیون متخصص با در آمد بالا ،
سرمایه گذاران و محتکرین جاه طلب ، مانند ظهور خود بورژوازی ، آینده ی خود را در
گروی خیزش چین می دانند.
ناسیونایسم و کنفوسیونیسم
مرکز ناسیونایسم چینی ، شووینیسم هان Han chauvinism است. با اینکه چین ِ هان ، بیش از نود درصد جمعیت
چین را تشکیل می دهد ، 56 ملت دیگر و بیش از صد میلیون نفر باقی جمعیت چین را
بوجود می آورند. رژیم مائوئیسم درست از همان آغاز ، از ادغام این اقلیت های ملی
ناتوان نشان داده و حقوق دموکراتیک و حساسیت های فرهنگی آنها را نادیده گرفت.
معترضین تبتی در اوایل سال و تهدید جدایی طلبان مسلمان زین یانگ Xinjiang به از هم پاشیدن بازی های المپیک آخرین نمونه های رنجش و خشونتی
است که سیاستهای پیانگ بوجود آورده است.
شوینیسم ِهان با وجود تلاش برای نمایش وحدت ملی ، یکی از
مشخصه های افتتاحیه مراسم بود. یک دختر چینی جوان آواز "قصیده ای برای سرزمین
مادری" را خواند. ظاهر بانمک او نمی توانست این واقعیت را پنهان کند که
او جدا از کودکانی ایستاده که نماینده ی ملل دیگر چین است. با اینکه ممکن
است این امر برای یک مخاطب بین المللی مشخص نباشد ، اما نقش و نگین هایی که به دقت
در طراحی لباس رقص به کار رفته بود ، برای مخاطب محلی یک پیام تردیدناپذیر است که دال بر موضع برتر
چین ِ هان است.
همچنین هزاران اجراکننده با بر تن کردن لباس های کلاسیک هان
، هویت هان را ترویج می کردند. زنان مانند بانوان کاخ ِ تانگ دیناستی ، عصر طلایی
امپراتوری چین در 1300 سال قبل ، لباس پوشیده بودند. مراسم همچنین تصاویری را از
"پادشاهی وسطا" افاده کرد که از غرب پیشامدرن ، از نظر فنی پیشرفته تر
بود. آرزوهای چین برای یک قدرت دریایی در داستان ناوبر ایرانی- چینی ِ زانگ هی Zheng He از Ming Dynasty منعکس شد که پیش از اروپایی ها به آفریقای شرقی و شاید آمریکا
رسید .
تاکید مراسم بر فضای فن آوری منعکس کننده این بحث در محافل
حاکم بود که اگرچه چین براثر شکست در توسعه ی یک قدرت دریایی در 500 سال قبل
نتوانست به یک قدرت سرمایه داری تبدیل شود اما در پی گیری فتح میدان نبرد استراتژیکی آینده یعنی فضا شکست
نخواهد خورد. یک راکت بزرگ با یک کپسول فضا بزودی بعد از المپیک به فضا پرتاب
خواهد شد. این سومین پرتاب سرنشین دار از زمان سال 2005 خواهد بود و این بار با
پیاده روی در فضا به تقویت شور ملی گرایی یاری خواهد رساند.
پیانگ در پی جلب حمایت اقشار طبقه ی متوسط است تا یک رقیب
عمده ی برای قدرت هایی بشود که در قرون نوزدهم و بیستم بر چین سلطه داشتند. سی لی
، مردی که مراسم را در یک آبجوفروشی در مرکز شهر پیانگ تماشا می کرد به نیویورک
تایمز گفت : " برای بسیاری از خارجی
ها ، تنها تصویری که از چین دارند از فیلم های قدیمی است که ما را فقیر و رقت
انگیز نشان می دهد. به ما نگاه جدیدی بکنید . ما به دنیا نشان دادیم که می توانیم
متروهای جدید و ساختمان های مدرن زیبا بسازیم. المپیک نگاه خیلی از مردم را به ما
تغییر خواهد داد."
واقعیت این است که سرمایه داری چین بر بنیان های لرزانی
استوار است و با استثمار فوق العاده ی طبقه ی کارگر ، تنش های اجتماعی عظیمی ایجاد
می کند. برای ترویج "جامعه ی هماهنگ" ِ رئیس جمهوری هو جینتو Hu Jintao ، مراسم افتتاحیه کنفوسیوس را
به عنوان نماینده ی میراث فلسفی کشور پذیرفت. صدها اجراکننده ، مانند دانشجویان
کنفوسیوسی لباس پوشیدند و با بالا و پایین کردن نی های خیزران ، کلمات استاد را به
زبان می آوردند. وقتی یونانیان باستان المپیک اصلی را برگزار می کردند ، کنفوسیونیسم تنها یک مکتب یک صدنفره در چین بود. کنفوسیوس بعدها
توسط حاکمین امپراتوری به عنوان ایدئولوژی رسمی انتخاب شد چون با آموزه ی سلسله
مراتب سختگیر اجتماعی ، دستورات اخلاقی سخت و اطاعت مطلق از مراجع قدرت ، ستم بر
دهقانان را توجیه می کرد.
دموکرات های انقلابی و پیشقراولان حزب کمونیست در دهه 1910 برعلیه کنفوسیونیسم اعلام جنگ
کردند و آنرا یک مانع اصلی بر سر راه پیشرفت دموکراتیک آگاهی در میان مردم چین می
دیدند. حتی تا دهه 90 رژیم پیانگ بر مکاتب کلاسیک دیگر تاکید بیشتری داشت ، خصوصا
مکاتبی که ماتریالیسم باستانی یا ایده های اجتماعی مساوات طلبانه را نمایندگی می
کرد ، تا بتوانند ادعای سوسیالیسم بودن خود را تقویت کنند. کنفوسیونیسم پس از
سرکوب وحشیانه ی طبقه ی کارگر در سال 1989 در میدان تیان من بازگشت. کنفوسیونیسم
ایدئولوژی است که نابرابری اجتماعی و تدابیر استبدادی را توجیه کرده و بنابراین
همسو با عقاید طبقه ی حاکم چین و طبقه ی متوسط است که عمیقا دشمن طبقه ی کارگر و
توده های تحت ستم چین هستند.
با وجود تمامی تلاش ها برای محو مسائل جنجال برانگیز قرن
بیستم ، هیچکدام این مسائل حل نشده اند. در پس مراسم پرهزینه ی افتتاحیه المپیک ،
تضادهای عمیق سرمایه داری چینی رو به فزونی است. این تضادها به ناگزیر به شکل
مبارزات اجتماعی عظیم در دوره ی آتی فوران خواهد کرد.
|