|
به مناسبت سالگرد کودتای امپریالیستی 28 مرداد
در پژوهش های بی نظیری در زمینه ی عملیات
آژاکس (یا همان کودتای 28 مرداد) در
ده سال اخیر به فارسی انجام شده است و اسناد معتبر و ارزشمندی توسط محققین ایرانی ارائه
شده است، اما اولین سند بسیار مهمی که در آوریل 2000 توسط روزنامه ی نیویورک تایمز
انتشار یافت، تاریخچه ای بود که توسط یکی از کارشناسان سیا به نام دکتر
دونالد ویلبر کمی بعد از عملیات آژاکس تهیه شده بود، مسلماً این «تاریخ
مخفی سیا از کودتای 1953 ایران» سند بسیار مهمی است اما بخش بسیار کوچکی از
اسناد این عملیات ننگین ضد کمونیستی به شمار می آید، با وجود اینکه سه نفر
از رؤسای سازمان سیا در 1990 قول داده بودند که اسناد عملیات آژاکس
را منتشر کنند اما در 1998 رئیس وقت سیا جرج تنت به بهانه ی محدودیت های
قانونی انتشار اسناد را غیر ممکن خواند و نهایتاً رئیس بعدی سیا تام وولزی اعلام
کرد اکثر اسناد عملیات آژاکسپاکسازی شده
اند» ، سرانجام در مارس 2000 مدیر اسناد ملی آمریکا انهدام این اسناد را غیر
قانونی خواند و نهایتاً پس بررسی های فراوان توسط سیا اعلام شده است که تنها 1000
صفحه اسناد در مورد وقایع و حوادث آن دوران باقی مانده است. تاریخ مخفی سیا
از کودتای 1953 ایران توسط دکتر ویلبر کمی بعد از کودتا در 200 صفحه نوشته شد و
محرز است که مبنای این کار تحقیقی اسناد عملیاتی آژاکس بوده که امروز یا منهدم شده
اند و یا به دلایل ضد انسانی منتشر نمی شوند. در سالهای دهه ی 1960 میلادی در زمان ریاست
آلن دالس منهدم و سوزانده شده است و این عمل را خیانت به مردم آمریکا دانست، سپس
دکتر نیک کالاتر سردبیر مجله ی تاریخ آمریکا و استاد دانشگاه ایندیانا گفت:
«درباره ی ایران هیچ سندی وجود ندارد، این اسناد به طور منظم
سند دیگری که در بایگانی شورای عالی امنیت
ملی امریکا پیدا شده و یکی از دو سند معروف سیا است 139 صفحه دارد و یک گزارش
داخلیسیا به شمار می آید، استناد بسیار زیادی نیز دارد زیرا آن را یک
تاریخ دان با مراجعه به سندهای محرمانه و منتشر نشده ی سیا تهیه کرده است، در این
سند نیز نیز بارها طرح ضد انسانی این کودتای ضدکمونیستی مطرح می شود، به
عنوان مثال سند مورخ 20 نوامبر 1952 حاکی از این است که سیاست حکومت ترومن مبنی بر
این بوده که در صورت به قدرت رسیدن کمونیست ها در ایران قوای نظامی امریکا
را علیه آنها استفاده خواهد کرد و یا در سند مورخ 20 مارس 1953 یک رشته تدابیر
پنهانی در نظر گرفته شده تا در صورت تحرکات سوسیالیستی در ایران بکار ببرند
و ازان جمله ایجاد جنگ چریکی بر ضد کمونیسم می باشد.
در برنامه ی مقدماتی برای کودتای 28 مرداد،
در مرحله ی دوم طرح آمده است که نماینده ی امریکا برای مطرح کردن موارد زیر با شاه
دیدار خواهد کرد: «هر دو دولت (امریکا و انگلیس) نفت را در درجه ی دوم
اهمیت قرار می دهند، مسئله ی اصلی حفظ استقلال ایران و جلوگیری از فرو افتادن آن
در مدار شوروی است برای انجام این امر مصدق باید برکنار شود ...»، در قسمت
دیگری نیز صراحتاً اعلام می کند که زاهدی باید منتظر واکنش شدید حزب توده
باشد و خود را برای پاسخی خشن تر آماده کند، دستگیری دست کم 100 نفر از رهبران
توده ، محاصره ی جنوب تهران برای جلوگیری از سرازیر شدن تظاهرات توده ای
مردم و هدایت اعضای توده بوسیله ی اعلامیه های سیاه (جعلی) که به نام کمیته
مرکزی حزب توده منتشر می شوند، برای جلوگیری از وارد عمل شدن توده از
دیگر نکاتی است که این برنامه ی مقدماتی دستور می دهد. امریکا 25000دلار و انگلیس
35000دلار برای زاهدی تأمین خواهند کرد.
در مقدمه ی طرح لندن برای کودتا (MI6) نیز تصریح شده که: سیاست هر دو دولت بریتانیا و ایالات متحده ایجاب می
کند تابه عنوان راهکاری برای جلوگیری از فرو افتادن ایران در مدار شوروی
فرد دیگری را جایگزین مصدق کنند، زاهدی نیز تنها فردیست که قدرت رهبری یک دولت
جدید برای سرکوب نفوذ کمونیست ها و انجام اصلاحات بنیادی را دارد. چون مصدق
اجازه ی نفوذ گسترده ای به کمونیست ها داده ... ، هزینه ی برآورده شده ی
کلی این برنامه رقمی نزدیک به 285000دلار خواهد بود که ایالات متحده 147500دلار و
انگلیس 137500دلار آن را فراهم می کنند.
سند انتشار یافته توسط دکتر ویلبر مشخص می
کند که طرحی اجرا شده بود تا در صورت شکست کودتای ضد کمونیستی آژاکس با افزایش حضور نظامی امریکا در منطقه و تشکیل
یک نیروی چریکی ضد کمونیست در جنوب که با همکاری تعدادی از خوانین خائن
ایلات مرکزی و جنوبی ایران صورت گرفته بود، جنگ چریکی دامنه دار و دراز مدت
علیه مبارزان چپ و اعضای حزب توده ی ایران به راه بیندازند و اهداف
ضد انسانی و ضد سوسیالیستی خود را پیش برند، سیا همچنینطرحی را برای اداره
ی چریک هایش توسط هشت گروه سه نفری آماده کرده بود و در پایگاه نظامی ویلوس فیلد
در لیبی هم اسلحه و مهمات به اندازه ده هزار نفر برای این منظور انبار شده بود که
این مهمات را در عرض 3 تا 4 هفته به ایران برسانند.
همچنین بر طبق این اسناد تا تاریخ 20 می
1953 ده نفر با دستگاه های فرستنده و گیرنده ی رادیویی در نقاط مختلف ایرا گماشته
شده بودند و عده ی دیگری را هم برای پیوستن به انها تعلیم می دیدند و محموله های
پول، طلا و اسلحه برای افراد خاصی در تهران و تبریز فرستاده شده بود، بر طبق اسناد
منتشر شده توسط آژانس اطلاعات مرکزی (سیا) قرار بود دهها هواپیمای امریکایی در
جنوب ترکیه مستقر شوند و یک نیروی دیگر از نفرات و شناورهای امریکایی نیز در
نزدیکی بصره مستقر شوند تا از پراکنده شدن کمونیست های فراری در منطقه
جلوگیری کنند، ارتش امریکا مصصم بود تا از یک پایگاه نظامی در ظهران عربستان نیز
برای این کودتای ضد کمونیستی استفاده کند.
صراحتاً در چند جای این اسناد تأکید شده
است که خطر اصلی برای امریکا و انگلیس نفوذ و گسترش کمونیسم است و مسئله ی
فروش نفت در اولویت دوم قرار دارد چون فروش نفت به کشورهای سوسیالیستی
نگرانی شدید آنها را بر می انگیزد، حتی به عنوان مثال در تلگراف شماره ی
888-10/11-2851 سری و فوری که توسط هندرسون سفیر در ایران به وزارت امورخارجه ی
امریکا ارسال شده است (و در صفحه ی 472 اسناد سخن می گویند نیز با عنوان سند شماره
ی 135 به چاپ رسیده است) وی فوراً نظر مصدق در مورد فروش احتمالی نفت به کشورهایی
مانند چک اسلواکی، چین و آرژانتین را به اربابانش گزارش می
دهد و ذکر می کند که در دیداری که با مصدق داشته به او خاطرنشان کرده : «چنانچه
ایران به چین کمونیست در زمانی نفت بفروشد که آن کشور در حال انجام عملیات
خصمانه ای علیه سازمان ملل متحد می باشد ایران فوراً احساس همدردی و حمایت مردم
امریکا و اکثر مردم جهان آزاد (سرمایه داری) را از دست خواهد داد».
در «قسمت سازماندهی برای اجرای سرنگونی»
در سند لندن (MI6) علاوه بر توصیه هایی که در سند قبلی به زاهدی شده، آمده است: تا هنگام
جایگزینی دولن مصدق هیچ امکانی برای بی اثر کردن فعالیت حزب توده وجود
ندارد، اما کنترل خیابان های تهران امکان اجتماع را از توده یا دیگر گروهها
خواهد گرفت، توزیع گسترده ی جزوات سیاه (جعلیات) که انتشار آنها به کمیته ی
مرکزی حزب نسبت داده خواهد شد با این انگیزه انجام می شود که اعضای حزب
توده را سردرگم کند و جلوی گردهمایی آنان را به روشی موثر بگیرد، ممکن است
برای ایالات متحده میسر باشد تا از راه هوا گاز اشک آور یا جوهر پاک نشدنی
یا دیگر مواد مناسب برای کنترل گروه ها فراهم کند، هواپیماهای نیروی هوایی
ممکن است جهت آگاهی مردم اخطارنامه هایی را فو ریزند مبنی براینکه یا در خیابان ها
حضور نیابند و یا منتظر عواقب کار خود باشند.
در 14 مرداد 1332 چماقداران همایونی
به رهبری دو شرور به نام های شعبان جعفری و امیر موبور در خیابان ها به تعرض و
درگیری با چپی ها و اعضا و هواداران حزب توده پرداختند و اکثر روزنامه
هایی که در این روز مورد حمله و تخریب و تجاوز قرار گرفتند روزنامه های چپ
بودند، حمله کنندگان توسط بعضی از پان ایرانیست های حکومتی و افراد کاشانی همراهی
می شدند، این روند ارتجاعی از 7 آبان 1332 که مصدق در امریکا بود شروع شد، هنگامی
که دولت امریکا خطر کمونیسم را جدی و بزرگ عنوان کرد و حزب توده در
حمایت از مبارزات ضدامپریالیستی مردم مصر تجمع بسیار گسترده ای در تهران بر
پا کردند و در فردای این روز «دانشجویان هوادار حزب توده» اعضای شورای
دانشگاه تهران را به گروگان گرفتند، دانشجویان هوادار حزب توده در 14 آذر
در اعتراض به اخراج دانشجویان و دانش آموزان پایتخت را به آشوب کشیدند و در میدان
بهارستان پلیس استعماری را شکست دادند، تأثیر گذاری شدید سوسیالیسم
در ایران باعث شد تا امپریالیسم و سلطنت ارتجاع و سرکوب به دست و پا بیفتند و همه
ی عوامل خود را از جمله مزدوران سیا و اینتلیجنس، چماقداران همایونی، پان ایرانیست
های حکومتی و افراد کاشانی برای سرکوب چپ و آماده سازی مقدمات کودتای ضد
کمونیستی آژاکس به کار گیرد.
از اردیبهشت 1332 در خانه ی کاشانی
روحانیون مختلف خطابه می کنند و هشدار می دهند که این روزها کمونیسم قدرت
گرفته و به مقام روحانیت توهین میکنند، این همان زمانی است که در تاریخچه ی دکتر
ویلبر ذکر شده که جنگ روانی علیه کمونیسم شدت گرفته است و عوامل سیا توسط
انتشار جزوات سیا و جعلیات به نام کمیته ی مرکزی حزب توده و شبکه ی گسترده
ی روزنامه نگاران مزدور امپریالیسم تمام تلاش خود را برای ایجاد احساس خطر و ترس
در روحانیون و بازاری ها انجام می دهند، در این نوشته های دروغ و تبلیغات سیاه از
طرف حزب توده به روحانیون گفته می شد تا اگر با مصدق مخالفت کنند به شدت
تنبیه خواهند شد، این روحانیون و بازاری ها به نام حزب توده تلفنی مورد تهدید
قرار می گرفتند و حتی در یک موارد متعددی که طراحی شده بود در خانه ی یکی از این
رهبران انفجاری صورت گرفت تا به نام حزب توده تمام شود.
ملکه ی سابق ایران فرح دیبا در صفحه ی 57 کتاب خاطرات خود قسمتی از خاطرات
دست نوشته ی پادشاه سابق ایران محمدرضا پهلوی که قبل از مرگ شخصاً نگاشته
بود راعیناً به چاپ رسانده است: «محاکماتی که بعد از سقوط مصدق از اعضای حزب
توده و جبهه ملی انجام یافت حقایق شگفت انگیزی را پیرامون
جریانات سیاسی سالهای 1320 تا 1333 بر همگان روشن کرد، از جمله آنکه شمار افسران
قوای مسلح کشور که عضو حزب توده بودند (سازمان افسران حزب توده) در
این مدت از 110 نفر به 600 نفر رسیده بود، نقشه ی حزب توده آن بود که از
مصدق برای برکناری من استفاده کند سپس خود او را دوهفته بعد از رفتن من از میان
بردارد، کمونیست ها حتی تمبرهای «جمهوری خلق ایران» که بعد از
برکناری مصدق اعلام می شدند را چاپ و آماده ی انتشار کرده بودند، من این تمبرها را
با چشم خود دیده ام».
در سند لندن (MI6) به نام «سازماندهی
برای برانگیختن حداکثر مخالفت عمومی با مصدق پیش از کودتا» ، وضایف عناصر خاص به
روشنی عنوان شده است، به عنوان مثال : در مرکز فرماندهی و پایگاه عملیاتی کارکنان
ایالات متحده متن هایی آماده می شود که بر این موضوعات پافشاری می کنند: 1- مصدق
از حزب توده و اتحاد جماهیر شوروی حمایت می کند، 2- مصدق دشمن اسلام است
زیرا با حزب توده همکاری می کند و اهداف آنان را پیش می برد. همچنین در قسمت «ارزیابی احتمال پیروزی برنامه
عملیاتی» آمده که «این عملیات برنامه ریزی شده هیچ سابقه ای در ایران سال های اخیر
نداشته است، کودتای رضاخان سرشتی کاملاً متفاوت داشته است، کودتاهای اخیر در
کشورهای خاور نزدیک نیز در شرایطی بسیار آسان تر اجرا شد زیرا در آن کشورها
یک جناح بزرگ مخالف هوادار کمونیسم یا یک رئیس دولت که پشتیبانی مردمی
نیرومندی داشته باشند موجب پیچیده شدن امور نشده بودند».
سرمایه داری جهانی همیشه حتی از اجازه
فعالیت سیاسی دادن به سوسیالیست های ایران در وحشت بود و در دوره های زمانی
مختلف نیز به صراحت این ترس را نشان داده است، در سند شماره ی 371 /52673 وزارت
خارجه ی انگلیس عنوان شده که قوام برای اطمینان بخشی به شوروی سه وزیر کمونیست
را به عضویت کابینه درآورد و با حکومت های کمونیستی خودمختار در آذربایجان و
کردستان کنار آمد اما رابرت هاو معاون وزیر خارجه ی انگلیس نگرانی خود را از
گسترش این مرام اعلام کرده و عنوان می کند اگر با شوروی مقابله نشود
اثراتی بدی بر منافع بریتانیا در ایران و سراسر خاورمیانه خواهد گذاشت، بعد از آن
باز هم در سند دوم (ارزیابی سری وزارت امور خارجه ی امریکا از موقعیت مصدق و حکومت
او که از بایگانی شورای عالی امنیت ملی امریکا منتشر شده است) تأکید می شود که:
«در حال حاضر خطر در ایران تنها این است که مصدق در اثر ناتوان کردن گروه
های حاکم و بخشی از موافقان خود نظیر کاشانی، ناگزیر شود بیش از پیش به حمایت
حزب توده متکی شود، در این روند حزب توده فرصت زیادی برای نفوذ در
ارگان های مختلف دولت پیدا خواهد کرد و بسا در جریان بحران سیاسی دیگری از نخست
وزیر بخواهند با ورود اعضای این حزب در هیئت وزیران موافقت کند، بدیهی است
که دکتر مصدق فعالیت سیاسی را برای حزب توده روا می داند و از حمایت حزب
توده برخوردار می شود و این موجب افزایش اعتبار کمونیست ها در ایران می
شود» ، «ارتش مهم ترین سد راه کمونیست هاست، حزب توده پس از دوره ای
سکوت اینک به عنوان مخالف سربرآورده است»
منابع:
1-اسناد سخن می گویند (دو جلد، 508 سند) : دکتر احمدعلی رجایی و مهین
سروری، انتشارات قلم، 1383
2-اسناد سازمان سیا درباره کودتای 28مرداد وسرنگونی مصدق : دکترغلامرضا
وطن دوست، انتشارات رسا، 1379 http://www.gwu.edu/~nsarchiv/NSAEBB/NSAEBB28/index.html
http://www.gwu.edu/~nsarchiv/iran/index.htm
3-اسناد روابط خارجی
آمریکا (دو جلد) : دکتر عبدالرضا هوشنگ مهدوی، انتشارات علمی، 1377
4- روزنامه نیویورک
تایمز، تاریخ مخفی سیا از کودتای ایران،
شماره های 16 آوریل و 18 ژوئن 2000 http://www.nytimes.com/library/world/mideast/041600iran-cia-index.html
5-زندگینامه ی سیاسی دکترمظفر بقایی : دکترحسن آبادیان، انتشارات موسسه
مطالعات وپژوهشهای سیاسی، 1377
6-خواب آشفته ی نفت (دو جلد) : دکتر محمدعلی موحد، انتشارات کارنامه،
1378
7-کهن دیارا : خاطرات شهبانو فرح پهلوی
8- زندگینامه ی سیاسی دکترمظفر بقایی : دکترحسن آبادیان، انتشارات موسسه
مطالعات وپژوهشهای سیاسی، 1377
|