|
جنبشهای معاصر اجتماعی
در ایران البته غیر از جنبش دانشجویی، هدف و مسیر مشخصی را دنبال میکنند. جنبش
زنان، برابری زن و مرد و همچنین جنبش کارگری ، دستیابی به شرایط عادلانه کار را
دنبال می کند. این دو جنبش اجتماعی امروز ایران، گروه و صنف مشخصی را مد نظر قرار
داده و برای بهبود شرایط آنان اهدافی ترسیم می کنند و راه نسبتاً مشخصی برای رسیدن
از شرایط حاضر به شرایط مطلوب پیشنهاد میکنند و صد البته با اجماع گروه و صنف مورد
نظر در هدف و استراتژی جنبش، به مقبولیت رسیدهاند و فعالیت میکنند . این اهداف و
استراتژیها در یک گفتمان و دیالوگ میان نخبگان جنبشها و بدنه جنبشها شکل گرفته
است . بدنه جنبش ها از شرایط حاضر ناراضی هستند و این نارضایتی به فعالیت تئوریک و
عملی برای فهم و رفع ریشه مشکلات و نارضایتیها سوق میدهد .جنبش زنان و کارگران در
ایران از این لحاظ قابل ستایش هستند که مشکلات مشخصی را مطرح می کنند و برای رفع آن
مشکلات اهدافی را برنامه ریزی میکنند . اما جنبش دانشجویی، هر چند که شوکت وشکوهی
بیش از آن دو دارد ، فعالتر است، در کلیت اجتماع تأثیر گذارتر است و در نقد و آسیب
به نظم موجود موفقتر است ، نه هدف مشخصی دارد و نه استراتژی مشخصی برای رسدن به
هدف. این مقاله در پی علل نارضایتی دانشجویان و همچنین تفهیم آلترناتیوی برای وضعیت
حاضر و تحبیب استرتژی برای گذار از شرایط موجود به شرایط مطلوب است. این نکته اما
قابل ذکر است که آن چه در پی می آید فقط انعکاس نظریات شخصی نگارنده نیست و انتقال
نظرطیفی از دانشجویان شاکی از شرایط نامطلوب و کلافه از راه حل های آبکی نیز می
باشد .
1- چرا شرایط حاضر
نامطلوب است؟ جنبش دانشجویی به دنبال احقاق کدامین حق پایمال شده است؟ میتوان پاسخ
داد که تضییع حقوق شهروندی، نبود رفاه وکمبود عدالت اجتماعی یا هر ناهنجاری اجتماعی
دیگری باعث شکایت و نارضایتی آنان است. نمیتوان چنین پاسخی را قبول کرد. برای رفع
هر ناهنجاری، جنبشی اجتماعی شکل میگیرد. مگر آن ناهنجاریهای کلان اجتماعی فقط به
دانشجویان آسیب میرساند که رفع آن، چنین دانشجویان را به جنبش و فعالیت وادارد
.حتی این ناهنجاری ها نوعاً در دانشگاه ها کمتر از بقیه نهادهای اجتماع است. پس نمی
توان این مشکلات را عامل اصلی فعالیت دانشجویان دانست. پاسخ دیگر اما بعد رفاهی و
معیشتی دانشجویان در دانشگاه هاست . دانشجویان خوابگاه مناسب ندارند ، غذای خوب نمی
خورند، آینده شغلی مطمئنی ندارند، در پرداخت شهریه های سنگین با مشکل مواجه هستند و
از امکانات تفریحی به هیچ عنوان برخوردار نیستند. آری دانشجویان از این مشکلات به
تنگ آمده اند اما این ها اصل قضیه نیستند، این ناهنجاری ها خود معلول مشکل دیگری
هستند. باید علت العلل مشکلات دانشجویی و دانشگاه را یافت و آن را نابود کرد.
پاسخ دیگری می توان به
این سوأل داد که در واقع ترکیبی از مشکلات اساسی و سیاسی با مشکلات صنفی، رفاهی و
معیشتی دانشجویان است. ریشه مشکلات و به طبع آن نارضایتی دانشجویان را باید در عدم
استقلال و آزادی دانشگاه دانست. مشکل نالایقی و ناکارآمدی مدیران انتصابی و
تکصدایی شدن آن دانشگاه است. این ایده هم مشکلات تحصیلی و صنفی دانشجویان را پوشش
می دهد و هم تضییع حقوق آنها به عنوان شهروند .
2-آزادی واستقلال
دانشگاه چیست؟ در صورت برقراری چنین ایدهای چگونه مشکلات دانشجویان بهبود مییابد؟
استقلال دانشگاه آنست که مدیر و خط مشی مدیریت دانشگاه توسط دانشگاهیان تعیین شود.
دانشگاه خود برای خود تصمیم بگیرد، استادانش را بر گزیند، تعداد دانشجویان را مشخص
کند، با خاطیان برخورد کند و خود نیز پاسخگو باشد. مطمئناً ریشهی بسیاری از مشکلات
تحصیلی و رفاهی دانشجویان به عملکرد بد مدیران انتصابی و خط مشی تعیین شده توسط
نهادهای غیر دانشگاهی برای دانشگاه ها باز میگردد. عدم استقلال دانشگاه رابطهی
مستقیمی با مشکلات صنفی و تحصیلی دانشجویان دارد. انتخابی بودن مدیران دانشکدهها
در دوران اصلاحات به خوبی نشان داد که مدیران انتخابی چه مزایایی نسبت به مدیران
انتصابی دارند و چگونه در حل مشکلات صنفی دانشگاهیان بهینهتر عمل می کنند.
آزادی آکادمیک نیز به
این معناست که هیچ استاد یا دانشجویی نباید بخاطر ابراز عقیده و نظرش در آن محیط
آکادمیک دچار اختلال و ناامنی شود . یعنی اساتید دگراندیش اخراج نشوند، دانشجویان
منتقد از نشریات و تشکل های آزاد بهرهمند شوند و هیچکس بخاطر مرام و عقیدهاش
حداقل در دانشگاه دچار مشکل نشود. این ایده به مشکلات اجتماعی و سیاسی دانشجویان
اشاره می کند و آنها را به عنوان شهروندانی محق و آزاد مدنظر قرار میدهد. با
برقراری حداقل آزادی های آکادمیک بسیاری مشکلات سیاسی دانشجویان حل خواهد شد .
3- آیا ازادی واستقلال
دانشگاه دست یافتنی است؟ و در صورت دستیابی آیا کارساز و راهگشاست؟ باید گفت آزادی
واستقلال دانشگاه ها نه سنگ بزرگ است و نشانهی نزدن و نه هلوی پوست کنده است که
مهیا و آماده باشد. دست یافتنی است چون امکان اجماع دانشجویان بر روی آن هست و قدرت
جذب بدنهی دانشجویان را دارد، می تواند دانشجویان از هر قشر و مرامی را جلب کند و
به عنوان خواستهای فراگروهی از طرف اکثریت دانشجویان پیگیری شود . دستیابی به آن
نیز سهل وآسان نیست و نیاز به برنامه و پیگیری دارد. دستیابی به آن آسان نیست چون
حساسیت نظام را بر می انگیزد. دانشگاه مثل یک اسلحه خانه است که فرمانده پادگان
بیشترین مراقبت و محافظت را از آن می کند و امین افسران خود را بر آن می گمارد.
سقوط اسلحه خانه، سقوط پادگان و فرمانده اش نیز محسوب می شود.
4- استراتژی دانشجویان
برای برقراری استقلال و آزادی دانشگاه چیست؟ وآیا این استراتژی پتانسیل اجرایی شدن
را دارد؟ استراتژی بایستی مشخص باشد و بایستی روی آن نیز اجماع شده باشد. هدف آزادی
و استقلال دانشگاه ها ایده ای دو رویه است، از نظری کاملاً صنفی و مستقیماً در
ارتباط با شرایط دانشجویان است و از نظری کاملاً سیاسی است و به مثابه فلج کردن
حریف در مهم ترین خط نبرد. استرتژی دستیابی به آن نیز اینگونه است، دورویه و مبهم.
راندن خرِ خواسته های صنفی در مسیر مطالبات سیاسی و استفاده از گره خوردگی مشکلات
صنفی وسیاسی. این مقدور نیست مگر با یافتن مشکلات صنفی و شناخت ریشههای سیاسی آن و
طلب بر چیده شدن هر دوی آن با طرح دوگانهی آزادی و استقلال آکادمیک.
5- در این میان اما
دفتر تحکیم وحدت پس از 18 تیر باطرح استراتژی محافظه کارانهی دوری از قدرت و اکتفا
به دیده بانی حقوق بشر، باعث گمراهی فعالین دانشجویی و دلسردی آنان از تغییر شده و
خواهد شد. اولاً باید پرسید دفتر تحکیم وحدت در میانهی جنبش دانشجویی چه کاره است؟
و با چه مشروعیتی برای دانشجویان برنامه ریزی می کند؟ مطرح شدن دفتر تحکیم و انجمن
های اسلامی بیشتر به دلیل عدم وجود جایگزین قوی و کارآمد برای آن در میان دانشجویان
است تا برتری ایدئولوژیک و آوانگاردی سیاسی. هر چه هست سخن دفتر تحکیم ، سخن همهی
دانشجویان نیست و مسائل پیش آمده به خوبی گواه این هست که دفتر تحکیم تا چه اندازه
بر اساس منافع گروهی در حول محور قدرت می چرخد. دوری از قدرت و دیده بانی حقوق بشر
ایده مسخره ایست که فقط به تحکیم نظم موجود می انجامد. قدرتی که در همهی شئون
زندگی من دخالت میکند، به هر توطئهای برای تضییع حقوق من دست میزند و مزدورانش
دیر یا زود تمام سرزمینهای من را چون سیل فراخواهند گرفت، مگر می شود از آن دوری
کرد. باید چوب لای چرخ قدرت گذاشت، اقتدارش را به سخره گرفت و در نظمش اخلال ایجاد
کرد. دیده بانی حقوق بشر نیز وظیفه اختصاصی دانشجویان نیست. فعال حقوق بشر بایستی
بی طرف باشد. آیا جنبش دانشجویی نسبت به نظام حاکم بی طرف و بی تفاوت است؟
استراتژی دانشجویانی که
دانشگاه را آزاد و مستقل می خواهند با آنچه تحکیمیان می گویند در تضاد کامل است.
اعتراض، تحصن و تجمع برای خواسته های سیاسی در قالب شعارهای صنفی تا رسیدن به
استقلال و آزادی دانشگاه ها
|