|
با انتشار فيلم و خبر قصد تعرض معاونت فرهنگي
دانشگاه زنجان به يکي از دختران دانشجو از رسانه هاي گوناگون موجي از بهت
و حيرت جامعه را در برگرفت.
حيرتي که در ميان عوام بيشتر ريشه در باور
آنها و شناخت دانشگاه به عنوان مکاني آموزشي و فرهنگي در کشور داشت ،
هرچند که اگر همين قشر عامي از سابقه وقوع اين حادثه در دانشگاههاي
کرمانشاه و تبريز مطلع بودند مطمئنا بيشتر متعجب مي شدند و از خود سووال
مي کردند که مگر در دانشگاههاي ايران به عنوان کشور داعيه دار اخلاق مداري
و اسلام محوري چه مي گذرد که در کمتر از يکسال شاهد 3 مورد تعرض مسوولين
به دانشجويان هستيم؟
شايد هم پس از اطلاع از اين موضوعات عطاي آموزش
عالي را به بقاي شرافت و ناموس فرزندان خويش ببخشند و کنج عزلت نشيني را
تجويز نمايند.
در شرايطي که هر روزه شاهد اجراي رنگين کماني از طرحهاي
امنيت اجتماعي و اخلاقي در جامعه نسبت به مردم هستيم گويا لزوم اجراي طرح
امنيت اخلاقي مديران نظام نيز بيش از پيش احساس مي شود تا عاملي شود براي
جلوگيري از خطاهاي احتمالي منصوبين دولتي و شايد هم اجراي چنين طرحي هنوز
از سوي بانيان احساس نشده است و به قول جان لاک : همه انسانها به حقانيت و
صحت ايمانشان فخر مي فروشند، زيرا هر انساني به نظر خويش برحق است.
وهم چنان مسوولين خود را بري از هرگونه خطا چه از نوع سهوي و چه عمدي مي دانند!!
اما با نگاهي به کارنامه خويش به مواردي در نقض آن پي خواهند برد.
اخبار
دانشگاه زنجان در حالي منتشر شد که مردم هنوز پي گير جريان فساد اخلاقي
سردار مروج طرح امنيت اخلاقي در جامعه بودند و متعجب از آزادي آن با وثيقه
اي اندک که شايد گواه بر ارزاني جرم بازي با شرافت مردم در مقايسه با
فعاليت هاي دانشجويي دارد و در حالي که بسياري از دانشجويان مجبورند بدليل
عدم توان مالي در توديع وثيقه هاي چند صد ميليوني مدت زمان زيادي را در
زندان باقي بمانند اما ايشان....
تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل.
به
هر روي دراين ميان توجيه در خور توجه کيهان نشينان در تفسير تجاوز مسوول
دانشگاه زنجان است که مثال روايت بستن سنگ و رهانيدن سگ است ، و در اين
ميان تمام ماجرا را توطئه اي از سوي دشمن و صحنه سازي دانشجويان مي دانند
که با اين بيانات تاکيدي بر تداوم شکست انگليسيها در جنگ کازرون دارند!!؟
در
شرايطي که در کمتر از يکسال 3 مورد تجاوز را به ساحت دانشجويان در عالي
ترين مکان آموزشي و فرهنگي جامعه شاهد هستيم به جاست که در عوض محکوم
نمودن قربانيان و سرپوش گذاشتن بر خطاهاي فاحش ممسوولين شاهد برآورده شدن
حداقل هاي ملزوم در اين شرايط باشيم که مطمئنا اگر در کشوري ديگر و غير
مسلمان اين اتفاقات رخ مي داد اگر نگوييم که وزير مربوطه استعفا مي داد
اما مطمئنا از ملت خويش به صورت رسمي عذرخواهي مي نمود.
اما بر مسئولين
ما چه مي گذرد که در کشوري مسلمان و در حالي که خود از جريان ربوده شدن
خلخال پاي يک دختر يهودي توسط يکي از مسلمين و برخورد مولا علي (ع) با اين
قضيه به صورت کامل اطلاع دارند چگونه سعي مي کنند که خطاهاي خود را با
تاکيد بر آنها افزون کنند.
در زماني که علي (ع) بيان داشت"اگر مرد
مسلماني با شنيدن اين واقعه غصه بخورد و از غصه بميرد ، رواست." چگونه
مسوولين حتي حاضر نيستند در محکمه ي وجدان خويش به قضاوت بنشينند و بررسي
کنند چگونه مناديان اخلاق مداري خود نخستين دشمنان انديشه ترويجي خويش مي
شوند و چون به خلوت مي روند آن کار ديگر مي کنند؟
باري ، در جامعه اي
که هر روزه از تريبونهاي گوناگون فرياد آزادترين کشور دنيا بودن سر داده
مي شود آيا نمي دانند که يکي از مولفه هاي اساسي آزادي ، آزادي در گردش
اطلاعات و آزادي بيان است؟
آيا نبايد به صورت رسمي پاسخي روشن و بي طرفانه نسبت به اذهان عمومي داد؟
و
يا شايد هم 3 قرباني کافي نيست و به مانند ديگر معضلات اجتماعي بايد شاهد
گسترش باتلاقهايي باشيم که نيلوفرهاي آبي زيبا روي آن خودنمايي مي کنند؟!!
سید مهدی خدایی دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه شهر ری
|