|
پریسا مزینانی: زنده باد سوسیالیسم ! زنده باد رفیق عابد توانچه ! |
|
|
|
|
Saturday, 23 August 2008 |
|
امروز ٬ درست یک ماهه که تو در بندی
. یک ماه از روزی که مقتدر و مطمئن راه درست ادامه ی مبارزه رو در زندان رفتن دونستی
و محکم و استوار با گام های آهنین به زندان رفتی می گذره ! به زندان رفتی تا از
آرمانی که هماره از آن با افتخار دم می زدی دفاع کنی و ما همه همچون تو می اندیشیم
! یکم مرداد رفتی و امروز یکم شهریوره و باورمان نیست که تنها یک ماه گذشته چرا که این روزها بی قلم وصدا و نیروی
تو صدها برابر بیشتر و سخت تر می گذرند . با اینکه وقتی شماره
ی تکراری تنها تلفن ِ زندان نقش می بنده روی گوشیم ٬ صداتو می شنوم ! با اینکه با چادر سیاهی به سر که برام کوتاهه و مُهری آبی بر کف
ِ دست ! بهدیدارت میام ٬ اما میله ها و اون گوشی تلفن ِ لعنتی که
صدای تو رو میاره این سوی شیشه برای من ٬ بیش از این که خوشحالم
کنه ٬ رنج میاره توی قلبم ! که چرا آزاد نیستی و من نمی
تونم تو رو همچون همیشه آزاد ببینم ... آخ ! نه ! ناله و شکوه نمی کنم و حتا گلایه
هم نه ! چون به درستی کارت و راهی که می ریم و آرمان
مشترکی که داریم شک ندارم ... چیزی جز سوسیالیسم نمی تونه مارو نجات بده از اونچه
که به سرمون میاد و چیزی نیست جز بی عدالتی و نابرابری ! دوری از آزادی و ساده
بخوام بگم : بربریت ! از اونچه بر تو می گذره ٬ نمی
نویسم تا بیای و خودت بنویسی ... با قلم نافذ و بی مثالِ همیشگیت ! می دونم
که زندان بر تو نه تنها سخت نمی گذره بلکه تو برای همه ی انسان هایی که اونجا و در زندانن درس های بزرگی به ارمغان
برده ای و برای ما که این بیرونیم کوله باری از تجربیات ناب هدیه خواهی آورد . از آنچه بر من گذشته ٬ هم جز با تو نخواهم گفت که غیر از تو کسی را
توان درک ِ این روزهای بی تو نیست ...کلافه ام از
سرگشتگی ِ انتظار ِ اومدنت و انتظار فرجام دادگاه های رفقا
که یکی پس از دیگری احضار می شن به دادگاه ! کلافه ام از تحمل برخوردهای غیر
منصفانه ! حتا از داعیه داران حقوق بشر که به خوبی نشان داده اند اگر ترک و کرد
باشی و یا تحکیمی و لیبرال ! انسانی و اگر کمونیست باشی ! بشر نیستی ! ابا و واهمه
دارند از حتا درج خبری کوتاه از آنچه بر تو می رود و همه و همه تنها به این دلیل
که سلیقه ای و جانبدارانه عمل می کنن ... و از اآن مهم تر به این دلیل که می دونن
حقانیت از آن ِ اندیشه ی ماست ! رفیق عزیز ! همه ی این حرف ها را به تفصیل خواهم
گفت و خواهم نوشت ! بی شک اجازه نخواهیم
داد تا ظلمی که بر تو روا می دارند در سکوت ادامه یابد ! خاموش نخواهیم ماند و به
تداوم این رفتارهای غیرقانونی و ضد انسانی پایان خواهیم داد . نمی دونم چه در
انتظارمونه اما خوب می دونم که پیروزی از آن ماست و لحظه ای تردید در ادامه ی راه
به خودم راه نمی دم . رفیق عزیز ! چشم انتظار آزادیت هستیم ! بی صبرانه ! با اینکه
احضاریه ی جدید دادگاه ما رو بر این باور داشت که آرزوی آزادی تو به این زودی ها
محقق نخواهد شد و بر اساس حکمی که به دلیل اون زندان رفتی ، هفت ماه دیگه آزاد نخواهی شد اما هر چه قدر
هم طولانی ، تو را چشم در راه خواهیم بود و از هرچه در توان داریم برای آزادیت
دریغ نخواهیم داشت . رفیق سر سخت ِ من ! آزاد یا در بند سخت عزیزی و جاویدان !
زنده باد رفیق عابد توانچه !
|