خانه arrow Articles arrow مقالات arrow چرا جنگ نعمت است!!؟
چرا جنگ نعمت است!!؟ PDF Print E-mail
۲۹ شهريور ۱۳۸۷
Friday, 19 September 2008

به بهانه ی فرا رسیدن سالگرد آغاز جنگ ایران و عراق:

چند ماه پیش در یک کتاب فروشی قدیمی تصادفآ به سالنامه نشریه ی ویژه انقلاب فرهنگی در اوایل دهه شصت برخوردم که از حسن اتفاق عبدالکریم سروش ایدئولوگ کنونی متناقض نمای " روشنفکری دینی" هم  از نویسندگان ثابت آن نشریه بود.به جز مقالات گوهربار آقای روشنفکر، این نشریه یک ستون ثابت دیگر هم داشت با نام ((چرا جنگ نعمت است؟)) که مخاطبان جوان نشریه را با آخرین دلایل علمی فواید جنگ آشنا می کرد.یادم است یکی از مقالات این گونه آغازمی شد: ((مگر نه آنکه ماکزیمم آرزوی هر  انسان مسلمان رسیدن به درجه ی رفیع شهادت است....))
اشتباه کردم و آن سالنامه را نخریدم تا مستند جالبی  از سال های سیاه دهه ی شصت در اختیار داشته باشم.
گذشته  از محدودیت های سفت و سخت اجتماعی که چه در سال های جنگ اعمال می شد و چه امروز که ۲۰ سال از جنگ می گذرد ولی پیراهن عثمان "ما شهید دادیم" هنوز هم پابرجاست ، این جنگ هشت ساله نعمات دیگری هم با خود به همراه داشت که یکی از آنها هزاران مجروح جنگی ای است که بسیاری از آن ها نوجوانان و جوانان ساده دلی بودند و اکثرآ از طبقات فرودست جامعه راهی جبهه ها شدند.گزارش اخیر خبرنگار روزنامه اعتماد ملی از آسایشگاه مجروحان جنگی خواندنی و قابل تامل است. قسمت هایی از آن را با هم می خوانیم:
 
((14 سالم بود که رفتم جبهه،تو حلبچه مجروح شدم،16 ساله اینجام،هنوز خوب نشدم،45 روز بیمارستانم 20روز خونه. بچه ازنا هستم،تازگی ها یک پراید به اسمم در اومده،قبلآ هم یه زمین و یه پیکان داشتم که بنیاد فروخت پولش رو به هم داد.بعضی موقع ها موج منو می گیره ،می خوام گریه کنم،بدنم بی حس می شه،سرگیجه تب و فراموشی...
جانبازان اعصاب و روان مظلوم ترین جانبازان هستند،حتا مظلوم تر از جانبازان ضایعه نخاعی.این گفته خود مسئولان آسایشگاه است:(سال ها زندگی در آسایشگاه،مصرف داروهای بسیار قوی و از دست دادن مهارت های کلامی و اجتماعی دیگر توانی برای دفاع از خود باقی نگذاشته است.اگر خواسته هایشان را جواب ندهیم سرشان را پایین می اندازند و می روند،بدون هیچ بحثی)
روانشناسان این مرکز درمانی به بیمارانی اشاره می کنند که حتا سابقه حضور در خط مقدم یا موج گرفتگی را ندارند بلکه با دیدن صحنه های ناخوشایند بیمار شده اند.البته این موارد در بیمارانی که زیر سن 18 سال به جبهه رفته اند بیشتر مشاهده می شود....))
 
البته اگر بخواهیم منصفانه بررسی کنیم جنگ برای خیلی های نعمت بود از کارخانه های اسلحه سازی گرفته تا دلال ها و قاچاقچیان خرده پا از بازرگانانی که با احتکار کالا یک شبه بار خود را بستند گرفته تا کسانی که عربده سر می دادند و می دهند که : "ما شهید دادیم...!"
گویا هیچ گونه حد و مرزی برای اعزام کودکان به جبهه ها وجود نداشته؛ در گزارش می خوانیم:
((مسعود جانباز 40 درصدی است که گم شده ست با این مشخصات: جانباز فوق دارای قدی کوتاه,32 ساله با پوشش ورزشی گرمکن آبی و دمپایی با تشخیص اسکیزوفرنی و فاقد شناخت از خود و دیگران است))
32 ساله؟ از آنجائی که 19 سال از جنگ می گذرد باید این پرسش را مطرح کرد که چه زمانی این همه بلا بر سر این انسان آمده است؟
این گزارش اجتماعی پایان معرکه ای دارد؛ بخوانید:
((موقع خداحافظی،جانبازان بیمارستان از خواب بیدار شده و دوباره روی همان پله ها نشسته اند.یکی صدایت می زند:
موقع نوشتن حرف های ما یادتان باشد که اگر کسی کار بدی انجام دهد باید کتک بخورد. این طبیعی است،همان طور که ممکن است شما از از پدرتان کتک بخورید،یا در مدرسه،از معلمان...))
http://www.azadqazvin.blogfa.com/post-53.aspx

 
< Prev   Next >