خانه arrow Articles arrow مقالات arrow تقدیم به رفیق عابد توانچه
تقدیم به رفیق عابد توانچه PDF Print E-mail
۰۵ مهر ۱۳۸۷
Friday, 26 September 2008

با خوندن مطلبت با عنوان جهنم احساست کردم و چه قدر خوشحالم که راسخ به سوی هدفت هنوز در حرکتی . جهنم تو برای منم بسیار آشناست گیرم که برای تو جهنم تره. درود بر شرفت رفیق. تو جهنم با اون عذاب و شکنجه برای جهنمی ها می جنگی . به اونها می گی که باید با جهنم برای دنیای بهتر بجنگن. با خوندن مطالبت ٬ این آتشفشان یخ زده ی درونم دوباره شروع به فعالیت می کنه.

 

تقديم به رفيق عابد توانچه

 

در افكار پوسيده و مغزهاي سنگي

از دانايي و قلب سرخ سخن مي گويد

در تيره راه ِ پر از چاه هاي شغاد

شلنگ انداز به سوي حقيقت مي رود

با خدايان كشتار و شكنجه

بي خنجر و بي  آتش مي جنگد

با بردگان خو كرده به زنجير

سرود آزدي و رهايي مي خواند

در ميان نيزه هاي بي رحم ِ استبداد

نه مست و بي خبر ، كه هوشيوار

مي چرخد و نعره ها مي زند اين شير:

انسان فردا، اسپارتاکوس حال

*****

 

سرسختي و تعهد تو به هدفت

سيماي همه اربابان را سياه مي كند

اسپارتاکوس ِ تنهاي ِ روزگار ما

دريغا كه بردگان به زنجير خو كرده اند

و از واژه ي زيبا و شيرين زندگي

فقط زنده بودن را آموخته اند

تا هيچگاه براي زندگي كردن

قدمي به تهديد زنده بودن نرانند

و مبارزان همه نااميد و مبهوت

زير يوغ ِ ظلم ، خميده كمرشان از جهل مردم

به سال هاي دور نظرمي دوزند

دريغا دريغا

**

تنها مگر فريادهاي شب شكن تو

خواب را از چشم شب پرستان برهاند

تنها مگر سرسختي تو در تكرار جهنم روزه ها

مبارزان را به قدرت و حركت بازو دهد.

 

 

نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت   توسط يك سوسياليست مبارز

 

 
< Prev   Next >