خانه arrow Articles arrow مقالات arrow نسبت میان سوژگی مارکس و سوژگی نیچه
نسبت میان سوژگی مارکس و سوژگی نیچه PDF Print E-mail
۲۰ مهر ۱۳۸۷
Sunday, 12 October 2008

نسبت میان سوژگی مارکس و سوژگی نیچه

میلاد عمرانی

ویژگی‌هایی سوژگی از منظر نیچه را می توان ذیل خطوط عمده زیر فهرست نمود:

1- از دید نیچه خواست قدرت اراده اصل و مصدر نیروی انسان در تمامی کنش‌های وی است. شناخت نیز به مثابه یکی از جنبه های گوناگون کنش بشری از این خواست تاثیر می‌پذیرد. از این روی معرفت برای ما همواره نوعی برداشت مقطعی از جهان است که بر مبنای تسلط بیشتر بر جهان و در جهت ارضای نیازهای ما شکل می گیرد. لذا نیازهای ما همواره بر شناخت ما تاثیر می گذارند.

2- شناخت به کارگیری استعارات مورد خواست (محبوب) ماست. سه مرحله استعاری برای شناخت قابل تصور است: مرحله استعاری تصویری، مرحل استعاری صوتی (نامیدن) و مرحله استعاری مفهومی (دستیابی به مفهومی برای مدلول).

اکنون به بررسی این ویژگی ها از منظر مارکس می‌پردازیم:

ویژگی نخست: از دید مارکس نیز حاصل اندرکنش سوژه (انسان) با ابژه ( طبیعت ) ضمن روند پراکسیس، همواره انطباق نیازهای آدمی با امکانات موجود در طبیعت است. مفهوم نیاز (Need) از جمله مفاهیم بنیادین در معرفت شناسی و وجود شناسی مارکس است. از دید وی شناخت ما در نخستین گام تنها به متعلقات نیاز ما معطوف می‌شود. به بیان دیگر آنچه التفات ما را برای شناخت پدیده ها به سمت آنها معطوف می کند، نیازهای ماست. در این معنا، مارکس بر خلاف نیچه بر تاثیر گذاری نیازها بر شناخت ما تاکید نمی‌کند، بلکه تنها بر تاثیر نیازها ما بر التفاتیت ما نسبت به متعلقات شناخت تاکید دارد. به بیان یهتر این نیازهای ما هستند که ما را نسبت به متعلق شناختی خاص معطوف می‌نمایند، اما پس از این مرحله نیازهای ما تاثیری بر روند شناخت ندارند.

ویژگی دوم: از دید مارکس شناخت عبارت است از انطباق ذهن و عین شناخت ضمن روند پراکسیس. از همین روی در این شناخت بلاواسطه نمی‌توان جایگاهی برای استعاره و خواست قدرت به مثابه عنصر نظام دهنده این استعارات یافت. اما در انتقال این معرفت به دیگر انسانها می‌توان مضامین اندیشه نیچه مبنی بر وساطت استعاره‌های سه گانه را لحاظ کرد. در باب همین مورد اخیر نیز می باید خاطر نشان ساخت که از دید مارکس، این استعارات به دلیل عینیات اجتماعی انسان در هر عصر خصلتی نسبی پیدا می‌کنند و نه بر مبنای خواست قدرت در مفهوم نیچه‌ای که ملهم از دقایق شخصی است. به بیان دیگر اگر استعارات و خواست قدرت را بر پایه مضامین انسان‌شناختی مارکس بررسی کنیم درمیابیم که این امور یا بر مبنای سرشت ثابت و یا بر مبنای سرشت متغیر بشر شکل می‌گیرد. لذا بخشی ازاین خواست که معطوف به نیازهایی نظیر ارضا میل جنسی و تداوم بقاست خصلتی ثابت و  فراتاریخی و قسمتی که مربوط به جایگاه کار در نزد انسان است خصلتی متغیر، تاریخی و مشروط به شرایط عینی اجتماعی حیات آدمی را داراست. این امر بدان معناست که امکان انتقال معرفت میان آدمیان حاضر در یک عرصه اجتماعی وجود دارد و تنها زمانی روند این انتقال گرفتار اغتشاش می‌گردد که شرایط اجتماعی نظام‌مند کننده این استعارات متفاوت باشند.

در نتیجه این بررسی ویژگی‌های اصلی سوژه نیچه‌ای، که قابلیت جذب در نظام اندیشه مارکس را دارا هستند، عبارتند از:

1- سوژه بر مبنای نیازهای خود معطوف به متعلق شناخت می‌گردد، اما این نیازها در روند شناخت ،انطباق سوژه و ابژه، نقشی ایفا نمی‌کنند.

2- سوژه از طریق بکارگیری استعارات دانش خود را منتقل می‌نماید. این استعارات توسط خواست بشر نظام مند می‌شوند. خواستی که از یک بخش ثابتِ همگانی و یک بخش تغییر یابنده ضمن روند کار و مشروط شده توسط عینیت اجتماعی – تاریخی تشکیل شده است.

 

 

 
< Prev   Next >